تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

مكتوب صنيع الدوله

« فدايت شوم ، سه روز قبل تلگرافى از شما رسيد و اجازهء مراجعت خواسته بوديد ، خيلى اسباب حيرت شد كه چه اميدوارى سبب اين استجازه شده است كه در اين‌جا اثرى از آن ظاهر نيست . بلى محل خدمت ماها اينجا است ولى نه در اين ايام ، الساعه فقط خطر مستقيم موجود است ، زيرا كه حضرات از روى شهوت و هوس گول مدعى را خورده‌اند ، اقدام بكارى كردند كه مقدمهء فناى خودشان است و گمان ميكردند فى الواقع در ظرف بيست و چهار ساعت رجعت به استبداد جاهليت خواهند كرد . كيسه تهى ، لشگر دروغى ، مفتخور اطراف را گرفته ، گرسنه مانند گرگ‌ها حمله آورده ، ايجاد حال وحشت‌انگيزى كرده‌اند كه احدى امنيت ندارد . هرچه از الواط و اشرار محلى و اطراف بوده به تفنگهاى فرانسوى كه آخر اسلحهء آنها است مسلح كرده ، دور خودشان جمع كرده‌اند ، از كجا كه اين اراذل و اوباش روزى اين شهر را محل غارت خود قرار ندهند . بارى موقع بس خطرناك است ، جاى تعجب هم نيست ، موقع آخر بحران است ، آنچه لازم‌تر است كه شما در آنجا اقدام بكنيد ، رفتن به لندن و ملاقات پروفسور برون است ، پريروز پادشاه انگلستان در موقع افتتاح پارلمنت گفته است كه ما نميخواهيم در امور داخلى ايران مداخله كنيم . ولى نظر به منافع تجارتى ما ، شايد مقتضى باشد كه اقدامى بشود . يكى هم وزير مختار سابق روس ، هارتويك ملاقاتى با خبرنگار استاندار لندن كرده و آنچه دروغ ميخواسته است گفته و نسبت‌ها به اعضاى مجلس شوراى ايران داده . براى جلوگيرى از افكار انگليس‌ها و جواب روسها اين است كه ايراد بمجلس و انجمنها نيست ، روس‌ها ميخواهند نقشهء ديرينهء خودشانرا اجرا كنند . مستقيما بىحضور وزيرى با شاه ملاقات ميكنند و در اين اعمال محرك دولت بودند . اشخاصى كه در بهارستان به شاه فحش مىدادند پس از برهم‌خوردن مجلس جايزه گرفتند و سردار شدند . چرا دولت به هيچ انجمن شورش‌طلب حمله نكرد ، مگر سه انجمن ، پس انجمن‌هاى خود دولت بودند . بالاترين دليل كه ايران در اين دو سال رو بترقى و امنيت نهاد ، افزودن دخل گمرك است . تجارت بهترين دليل امنيت است . آن ساعت كه آذربايجان بسعى شما و فارس بسعى ظل السلطان آرام شد ، ديدند راه انگشت كردن در كار دارد ، مسدود مىشود ، عجله در تخريب نمودند و كردند آنچه كردند . اما يك مسألهء ديگر است كه من آن را خيلى اهميت مىدهم در هدم اين اساس و آن ازدياد گمرك قند و چاى است . من پيشنهاد كردم ، شما در تهران بوديد كه اين فقره بسفارت روس اظهار شد و به تعلل گذشت تا آنكه مصلحت ديدم بمجلس اظهار شود ، پس از اين روسها ديدند مجلس و ملت اين مطلب را بجان و دل پذيرفتند اگر بخواهند ضديت كنند ، طرف نفرت اهالى واقع ميشوند و اگر قبول كنند ، خلاف مقاصدشان است . اين بود كه به تخريب اساس مصمم شدند ، وزير روس ، شارژدافر انگليس را كه فطرتا ضد شرقيان است ، باخود همراه كرد و دست به كار زدند . پس از خرابىها امروز مشغولند طرح تازه‌اى براى اين مملكت ميريزند و حال آنكه دست برداشتن از ممانعت ملت و عدم مداخله كافى است ، تا ايرانيان بتوانند كار خودشانرا بسازند . من لازم ميدانم ، بطور مستقيم با انجمن لندن مذاكره شود ، بخصوص بتوسط شخص شما تا چه صلاح بدانيد ؛ مرتضى قلى 27 محرم 1327 » مخبر الملك در ذيل رقعه مينويسد : مطلب همين است كه نوشته شده ، حركت شما فعلا خيلى مشكل است ، مطمئن به اجازهء دولت نمىشود شد ، وانگهى در بادكوبه ، انزلى و رشت احتمال ميرود بشما تكاليفى بشود كه رد و قبولش مشكل است . ما در تزلزل هستيم ، كافى است . هرچه فشار از اطراف زيادتر مىشود ، دولت بر سختى مىافزايد ، معلوم نيست چه تقدير رفته كه اين كورى و كرى پيدا شده است :