تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
خارجه گفتگوى شرايط اصلاح را ميكنند ( الهم اجعل عواقب امورنا خيرا ) اميد است كه ايام سختى گذشته باشد و به زودى تكاليف معين شود . بعد از كارتهاى سويس كاغذى هم از برلن ، در جواب دو عريضهء بنده رسيد و مژدهء سلامتى آن سفركرده را كه صد قافله دل همراه اوست آورد ، هركجا هست خدايا بسلامت دارش ، عريضهء سومى هم فرستاده شده است كه البته رسيده است و جوابش را هم لطف كرده‌اند . گذشته از جنگ استبداد و مشروطيت خبرى كه در تهران است ، بىپولى است ، كه بدترين دردها است . آن‌چيزيكه دارندگان آن‌هم در استبداد آسوده‌اند ، هم در مشروطيت ، يا وزارت منصب و حكومت مخيرند ، دولتخواه و باكفايت ميشوند ، يا بروزنامه‌نويس و ناطق ميدهند ، ملت‌خواه و مشروطه ميشوند . ديوان مواجب نمىدهد ، مستأجر بازى در ميآورد و اهل معامله گرو زيرسر ميخواهند ، يا اقلا تومانى يك عباسى تنزيل ، جنس هم قيمت ندارد . اين اظهار بى پولى از بابت اين نيست كه بنده واسطهء مخارج شما هستم . چرا كه شما تا به حال به قدر مخارج خانه پول داشته‌ايد و برعكس بايد با كمال خجالت اقرار كنم كه از پول شما بمصارف شخصى رسانده‌ام و باينواسطه امور شما هم منظم نبوده است . ليكن چه‌توان كرد كه تقدير چنين بود . بانك كه در ساير مملكت‌ها اسباب زيادى ثروت و آسايش مردم است ، در مملكت ما برعكس موجب خسارت و گرفتارى شده . براى جواهرى كه سابق بانك روس صد تومان در تومانى پنج پول ميداد ، امروز بيست و پنج تومان ، با تنزل تومانى يك عباسى نميدهد . پيداست كه ساير پولدارها چه ميكنند . اگر از تهران بشما پولى نرسد ( و گمانم اين است كه نرسد زيرا كه از آن وجود بزرگوار اميد خيرى نيست ) خوب است ، اگر ممكن بشود براى مخارج آنجا ، همانجا قرض كنيد ، تا در موقع پرداخته شود . ازجمله مخارجى كه فوق العاده پيدا شده و شما خبر نداريد ، دويست و كسرى قيمت در و پنجره‌هاى منازل دخترهاى خاندانى و اطفال صغار اوست كه باضافهء تمام دارائى آنها بغارت رفت . دخترهاى بيچاره از بيست و سوم جمادى الاولى به اين طرف در منزل شما هستند و بچه‌هاى كوچك با رختى كه تنشان بوده است ، به منزل اقوام مادرشان رفته‌اند و تازه در اين دو روزه بنده توانسته‌ام پولى به آنها بدهم كه تدارك مختصر اسباب زندگى و لباس بكنند و بسيار متأسفم ، از اينكه قدرت دادن عوض تمام دارائى آنها را نداشته‌ام ، برادر مكرم هم ابدا در اين عوالم نيستند ، درصورتيكه در يك مجلس صد هزار تومان مساعده ميدهند . بارى درددل بسيار است و حالت نوشتن كم ، خوب است بعدها ديگر وقتى براى شما مأموريت پيدا مىشود ، من هم با شما باشم كه در غيبت شما هيچوقت به من خوش نمىگذرد . والدهء نصر اللّه خان و خوانين ، همچنين ساير اعضاى فاميل از بزرگ و كوچك سلامت هستند و بدعاگوئى مشغول . از واقعهء ويلهلم خيلى متألم شديم ، از قول بنده بخانم و كنراد و ساير بستگان آنها سلام فراوان برسانيد . آقايان طلاب را مخلصم ، جوانانى كه از طبقهء نوكر باب در فرنگ هستند ، اگر جز نظام و رشتهء قوانين تحصيلى بكنند بيفايده است . 11 رمضان 1326 مطابق 17 اكتبر 1908 » پدرم در صفحهء 21 ميفرمايد : نظام شأنى ندارد ، مشاق بسيار است ، علوم ديگر تحصيل بايد كرد . اخوى اينطور مينويسد ، نميدانم پيش رفته‌ايم يا پس .

دستخط چاپ‌شدهء ملوكانه از باغشاه

رؤساى ولايات ، چون براى تهيهء ضروريات مملكت ، در تدارك حوائج ملت ، تنظيم و ترتيب ادارهء دولتى شرط اول است و تاكنون دوائر دولت بر روى اساس صحيحى مرتب نبوده و اغتشاش ادارات ، توليد انواع مشكلات و هرج‌ومرج نموده ، روزبروز سلاسل نظم و امنيت ازهم گسيخته لهذا براى ترتيب و تنظيم ادارات دولتى ، اصول مشروطيت را كه در تأسيس ، آسايش حال رعيت و ترتيب امورات دولت و مملكت ، بهترين اساس است ، از تاريخ امروز كه 14 شهر ربيع الثانى 1327 است به ميمنت و سعادت ، در مملكت ايران برقرار فرموديم تا نمايندگان ملت و عقلاى مملكت در حل و فصل مشكلات امور و تدوين قوانين ، برحسب احتياجات وطن عزيز و مقتضيات