وقت ، به ميزان شرع مبين و مذهب اسلام ( بدبخت اسلام ) با اولياى دولت موافقت نموده ، در استحكام مبانى نظم و امنيت و معدلت و استحصال موجبات سلامت و سعادت مملكت ، مساعى جميله به كار برده ، بعون اللّه تعالى ، از ميامن توجهات حضرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه ، بلاياى جور و نفاق ، بمزاياى شور و اتفاق مرتفع و بساط انقلاب و اختلاف ، باساس عدل و رفاه مبدل گردد . عليهذا مطابق نظامنامهء انتخابات كه عنقريب منتشر خواهد شد ، بايد در غرهء رجب المرجب 1327 نمايندگان ملت ، منتخب شده ، هرچه زودتر در تهران حاضر شوند ، انشاء اللّه در تهيهء اسباب ترقى و سعادت مملكت ، ساعى و جاهد باشند . محمد عليشاه قاجار
مرا كه عزلت عنقا گزيدمى همه عمر * چنان اسير گرفتى كه باز تيهو را
مكتوب ديگر مخبر الملك
شما كه اهل كار و زحمت هستيد ، به مسافرت و گردش ميگذرانيد ؛ بنده كه هميشه طالب گردش بودم اسير خانه شدم . چند روز است در تهران اوضاع غريبى است ، هر ساعت منتظر ورود بختيارى و مجاهد هستند ، معلوم نيست چه خواهد شد آلمان در اروپا قدرت پيدا كرده ، ايران بايد تمام بشود بواسطهء ترس انگليس از آلمان و همراه شدن با روس ، آن همچشمى سابق از دست رفت ، روسها هم موقع را مغتنم دانسته ، بيش از آنچه انگليس در نظر داشت ، مشغول اجراى مقاصد خودشان شدهاند و از قرارى كه امروز خبر رسيد ، در مشهد مقدارى خانه و بازار خراب كردهاند ، براى اينكه مردم گفتند بنا بود بعد از ورود حاكم بروند .
متمدنين دنيا هم تماشا ميكنند و اين حركات را مشروع و حق خود ميدانند ، بختياريها از قم گذشتهاند ، قزوينيها هم ميگويند حركت كردند ، چرچيل و بارنوسكى بقم رفتهاند ، تبريزىها هم هنوز دست از حكومت شما برنداشتهاند ، تلگرافى هم كه شد براى اين بود كه از براى شما امنيت تصور نميشد ، بيش از اين حال نوشتن ندارم . 28 ربيع الثانى 1327 محمد قلى
در اين مكتوب ، كابينهء استبداد را مرقوم داشتهاند : سعد الدوله رئيس و وزير خارجه ، فرمانفرما داخله ، مستوفى الممالك جنگ ، مشير الدوله عدليه ، مؤتمن الملك علوم ، مهندس الممالك فوايد ، مخبر الدوله پست و تلگراف ، صنيع الدوله در اين كابينه نيست ، كاش مخبر الدوله هم نبود . حب الشئى يعمى و يصم .
كارت تفىزاده 10 رمضان
دوست عزيز محترم مكرم من ، بعد از تقديم سلام خالصانه ، امروز اول دفعه است كه بر آدرس جناب اجل عالى واقف گشته ، بعرض اين چند سطر براى امتحان صحت آدرس مبادرت و بتقديم ادعيهء خالصانه ، بر دوام اقبال آن جناب و حسيات صميمى خود جسارت ورزيدم و خيلى آرزومندم كه آن ذات مكرم ثابت القول را كه بر ذمهء آذربايجانيها حقى دارند ، دوباره زيارت كنم . اگرچه به تملق تابحال به كسى چيزى نگفتهام ، باز براى تأكيد عرض ميكنم كه راستى من بجناب عالى يك اخلاص فوق العاده كه تا امروز بيكى از رجال ايران ، حتى بهترين آنها نرساندهام دارم ، وطن بدبخت من در اعماق قلب خود حس شكران شما را نگاه داشته و شما در آنجا صحت حدس و طرفدارى مرا اثبات كرديد . عرض مهمى كه هست اين است كه متصل از تبريز مينويسند كه هرطور هست مخبر السلطنه را راضى كنيد ، به تبريز بفرستيد بنده اوايل غير ممكن تصور ميكردم ، حال چون بستوه آمدهام ، به خود آن جناب اظهار ميكنم كه اگر صلاح بدانيد به آن شهر تشريف ببريد و بيك فداكارى ثانيا ، آنجا را احياء فرمائيد . منتظر جوابم ، مخلص شما و جاننثار ملت ؛ حسن تقىزاده .
مراسلهء انجمن ايالتى تبريز ، 9 شهر صيام 1326
حضرت اشرفا اى طبيب جمله علتهاى ما تشنه ميگويد كه كو آب گوارا آب هم گويد كه كو آن آبخوار . هنوز چشم حسرت و انتظار آذربايجان بوجود محمود حضرتعالى و ديدهء حقبين آن حكيم مهربان ، به حال پريشان آذربايجان است كه در اين يوم « يفر المرء من اخيه » از فراسخ بعيده ، عطف نظر به حال پرملال هموطنان فرموده ، اگر بخواهيم گزارش حال و شرح معاملات اولياى دولت و