است مخفف جرم است ، ليكن از قباحت عمل نميكاهد ، ميبايست استنطاق و تحقيقات شده باشد .
شاه به كن نقل مكان كرد ، آقا ابراهيم آبدار ( امين السلطان ) كه همهكاره در خلوت است دو سه روز شرفياب نميشود ، در شرفيابى اجازهء زيارت عتبات ميخواهد ؛ ميفرمايند در سر سفريم همه كارهاى ما با تو است ، چه موقع مسافرت عتبات است ، عرض مىكند اعليحضرت هم خوب است اين سفر را موقوف فرمايند با قضيهء سربازان كجا ميرويد و چه خواهند گفت ؛ بگريه مىافتد و شاه را هم رقت دست ميدهد ، ميفرمايند بد شده است اما شده است ، حال چه بايد كرد ؟ عرض مىكند اقلا كسان آنها را بخواهند استمالت بفرمائيد ، مقرر مىشود بهريك مستمرى برسانند و استمالت كنند .
شرح عكس ناصر الدين شاه و شاهزادگان از راست به چپ يحيى خان مشير الدوله ، شاهزاده امام قلى ميرزا عماد الدوله ، شاهزاده عبد الصمد ميرزا عز الدوله برادر شاهزاده فيروز ميرزا فرمانفرما - ميرزا قهرمان امين لشگر ، ميرزا حسين خان سپهسالار حسنعلى خان گروسى ، ناصر الدينشاه ، شاهزاده عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه ، شاهزاده سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه ، ميرزا ملكم خان وزير مختار ايران در لندن
در برلن امپراتور گيوم اول گوشهاى به آن قضيه مىزند ، بروايت مؤيد السلطنه درموقع خدا - حافظى شاه ميگويد بدون گردن زدن عدالت نميشود .
Sans coupe gorge pas de Justice
بقانون نظامى مكرر دستجات قشون را نيزه پيچ كردهاند و در حفظ نظم در جامعه گاهگاهى لازم دانسته ، در مورد آن سربازان اين حكمت موجود بوده يا نبوده موقوف به طرز حكومت است .
در نيمهء اول مائهء بيستم ديديم كه سران سياست آلمان را بىمحابا بدار زدند و مسبوق به استنطاق و تحقيق بود و حكومت بر خلاف موازين عدالت و در اعلى درجهء مفهوم قباحت و بربريت ، در نتيجهء عصبانيت .
به تواتر شنيدهام كه به زمان فتحعلى شاه ده نفر مقصر را امر شد از سان بگذرانند ، يكى از آن ميان عجز و لابهء بسيار مىكند كه او را بحضور نبرند و هرچه در سايرين حكم شد دربارهء او هم مجرى بدارند ، يكى حاضر مىشود بجاى او برود ، چون ده نفر را بحضور مىآورند شاه پس از تأملى امر مىكند دور حوض بگردند سپس نه نفر را معاف ميدارد و طفيلى را امر به سياست مى - كند ، قضيه را بعرض ميرسانند امر مىشود ديگر بار دور حوض بگردند ، مىگردند ، باز امر به سياست يكنفر خارج از مقصرين مىشود پس از تحقيق معلوم مىشود قاتل بوده است و شاه مىفرمايند ، هرچه نگاه كردم آن يكنفر را بىسر ديدم ؛ العهدة على الراوى .