در نجف فرمودهاند
اسكندر و من اى شه معبود صفات * هر دو بجهان صرف نموديم اوقات
با همت من كجا رسد همت او * من خاك درت جستم و او آب حيات
تحرير قلمانداز گوئى از شئونات شهامت است منجمله بىتوجهى به خط ناصر الدين شاه كه دستخطات او بصعوبت خوانده مىشود ، در جوانى خوشنويس بوده عكس يكى از مشقهاى ملوكانه را كه از دستگاه ركن الدوله ( محمد على ركنى ) كه داماد صنيع الدوله است بدست آوردم گراور كردم كه هم دال بر لطف ذوق شاه است .
شرح اطراف سطور
اى سروناز ترك جفا ، مكن افسانه ما گوش كه اين بار غم
اى كاروان منزل مكن جز در ديار يار من * تا يكزمان زارى كنم بر ربع و اتلال و دمن
شنيدم كه در تنگائى شتر * بيفتاد و بشكست صندوق در
غلامان پى در و مرجان شدند
آفتاب كرامت شاهنشاه كه در تو بتابد نثار قدم مكن ، امروز روز چهارشنبهء دوازدهم شهر صفر المظفر است سنهء 1272 ، در داوديه مشق شد ، الحمد لله ناخوشى و با از شهر و نواحى بالمره رفع شده است اين قطعه در داوديه مشق شد .
گراور خط ناصر الدين الحمد اللّه احوال ما خوب است ، باد زيادى در داوديه از روزىكه ما آمدهايم ميآيد ، نمىگذارد مشق كنيم ، اين قطعه را به زور نوشتم از دست باد .
احوال امير نظام ( پسر جيران ) الحمد لله خوب است ، در داوديه الحمد اللّه خوش ميگذرد و گذشته است ، حاجب الدوله اين قطعه را بساز و بحضور بياور .
دست نقاشى هم داشتند ، روزى در مدرس عباس ميرزا كه سپرده به رضا قلى خان بود نقشى روى كاغذ مىبرند ، رضا قلى خان به نظر محمد شاه مىرساند ، مورد تحسين مىشود و مايهء كدورت مادر عباس ميرزا .
گاهى تفننا صورت اجزاى خلوت را ميكشيدند ، روزى در اطاق بريليان فرمودند ، بنشين نشستم ، صورت مرا كشيدند و خالى از شباهت نيست ، ورق را انداختند و برخواستند ، معتضد السلطنه عرض كرد مزين فرمائيد فرصت نشد ، حدس زدم كه به سليقهشان نگرفته است دى 1312 ، از ميرزا تقى خان امير شكلى در دست نبود ، شاه وصف فرمودند و صنيع الممالك كشيد چون شكل امير را خوب در نظر داشتند ، تصديق فرمودند ، از معاصرين هم شباهت آن شكل را به امير شنيدهام .
محمد على ركنى عكس قطعهاى هم از حافظ داشتند ، تحفهاى است نياز خوانندگان گرامى مىشود .
در حاشيهء عكس شرحى فرهاد ميرزا نوشته است به گراور درنميآمد عينا نقل مىشود .
اين قطعهء شريفه كه خط مرحوم خواجه حافظ عليه الرحمه است از نفايس روزگار بشمار ميرود جناب آقا ميرزا على كازرونى بيادگار دادهاند و انا العبد العاصى فرهاد بن وليعهد طاب ثراه سنهء 1298