لپه / 6 من / 12 ريال
لوبياى سفيد / 6 من / 6 ريال
متقال جهت كيسه / 15 ذرع / 15 ريال
هيزم / 12 خروار / 120 ريال
نمك / 30 من / 5 ر 2 ريال
جمع 75 / 1090
كرباس / 2 توپ / 8 ريال
كرايه 150 ريال
جمع 293
عصرانهء شاه يك ماهه بخرج امين السلطان آقا ابراهيم ميآيد .
در نياوران / 15 / در شكراب 14 / در شهرستانك 70 / عسل 2
باقلاى تازه 5 / 3 ريال
جمع 100 ريال برات صادر شده
كورشو كورشو
از تشريفات ناپسند آن هم بدستور خانمهاى خودپسند مزاحمت فراشان بود در موقع عبور حرم كه در اطراف كالسكه ميدويدند و و مردان را بانهيب كورشو رد ميكردند ، گوئى فراشان مرد نبودند . فرياد دورشو و كورشو بفلك مىرفت ، روزى فرنگىئى از راه مىگذشت ، پشتش را به آنها كرد و كلاهش را برداشت كه شرقى و غربى ادب بجا آورده باشد .
ميرزا جعفر حكيم الهى به فراشها گفت مگر فلان من تفنگ حسن موسى است ، اين گونه مضامين سبب شد كه آنگونه توهين موقوف شد ، هم از آداب كه اواخر منسوخ شد حركت شاطر بود جلو كالسكهء شاه در شهر كه لباس هفت رنگ داشتند و كلاه بلند دوپهلو و كاغذى شبيه به تاج خروس و كلاههاى رسمى امروز ناصر الدين شاه ذوق سرشارى داشت ، شعر مىگفت ، از او است :
جاى معشوق ندانيم و ليكن گويند * كعبه و بتكده و خانهء خمار بود
و له
گر كنهكار نبودى بجهان روز جزا * از خداوند جهان لطف گرانمايه نبود
و له
مرد نبايد كه تنگحوصله باشد * دوست نبايد ز دوست در گله باشد
با گله خوش نيست روى خوب تو ديدن * ديدن رويت خوش است بىگله باشد
آنكه پريشان نمود طرهء ليلى * خواست كه مجنون اسير سلسله باشد
و له
بندگى حضرت تو مايهء شاهى است * تا شدهام بندهء تو بر همه شاهم