وكلا هم همراهى كردهاند . بعضى گفتهاند ، اين عريضهها بىاصل است ، اينها ما را تمسخر كردهاند . به هر جا و هريك از وكلا كه ممكن بود ، به دليل و برهان صحيح كه همگى قبول كردند ، آنچه بايد و شايد گفته شده است . جناب برهان الدوله هم شهد الله خيلى دوندگى كرده و مىنمايد . اهالى شوشتر تلگرافى به مجلس كردهاند كه ، حكومت عربستان از شخص سردار مكرم پيشرفت ندارد ، يا به سردار ارفع يا به خوانين مستقلا يا به يك حاكم مقتدرى رجوع نمائيد . تلگراف را فرستاده بودند خدمت وزارت داخله ، هنوز جوابى داده نشده است ؛ تا بعد چه جواب داده شود .
پيوست اول
از بابت فوت مرحوم ميرزا حسين خان ، چون حضرت اشرف روحى فداه ناچار و لابد هستند كه از اول آفتاب تا چهار ساعت از شب گذشته مشغول كار باشند ، لهذا اشتغال خيلى مانع است كه از اين جهت پريشان باشند .
پيوست دوم
درباب باقى بودن حضرت اشرف روحى فداه در اين حكومت ، اعتماد به اين قشون از زن كمتر بىغيرت كه نمونهاش را ديديد ، نكنيد . به وحدت خداوند امروز در اين مملكت كسى كه قدر خدمت نمىفهمد . جهل تمام مردم را گرفته . بدبخت قوام جانش تلف ، حالا سخت گرفتهاند كه اولادش بايد مجازات شوند ؛ و حال آنكه اگر اولاد قوام امروز كسى را داشتند كه ده هزار تومان پول خرج نمايد ، قوام شهيد ناميده مىشد .
ملاحظه فرمائيد نظر ، سپهسالار سالار الدوله بود ، به نهاوند آمد صد هزار تومان مال مردم غارت شد ، چندين هزار بىعصمتى شد ؛ از تهران اردو حركت كرد ، دولت مليانها خسارت كشيد . شاهتراشى كرد ، به خرمآباد آمد ، با نمايندهء سلطنت و ملت هرچه خواست كرد . كارهاى او چيزى نيست كه حاجت به شاهد و بيننده داشته باشد . بعد از تمام اين كارها ، چهار تا كاغذ راست و دروغ كه به فلان انجمن يا مجلس مىنويسد ، مشهدى باقر بقال يا حاجى فلان يا سيد فلان مىگويند ، اين بيچارهها تا به جان نرسند اين حركات را نمىكنند . اين معدنهاى عرض ، اين اشخاص از خدا بىخبر فكر نمىنمايند كه ، خوب ! حالا عرض را بايد كنار گذاشت و فكر كرد ؛ آيا چه ظلمى به آنها شده بود كه آمدند تمام نهاوند را غارت كردند ، شاهتراشى كردند ، زنهاى تمام دهات نهاوند را آبستن كردند ، كه خود ما همه روزه در مجلس داد مىزديم ، بايد اين نظر امرائى و اين اشرار را چنين و چنان كرد . هر روز به دولت سختگيرى مىكرديم كه ، چرا اقدام نمىكنى ؟ آيا در همين اوقات كه اين حركات از نظر سرزد ، حكومت رفت سر خانهء نظر ؟