تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣
دسته‌بندى و مردم را رو به خود كردن است ؛ ولى از اطراف و بعضى انجمن‌ها او را خيلى دوره كرده‌اند ، همه روزه او را تهديد مىنمايند ، پيغامات سخت مىدهند . فرمانفرما از توقف آذربايجان استعفا داده است ؛ كرمانشاهان و كردستان را تكليف كردند ، قبول نكرد ، تا بعد چه شود . خدا كند فرمانفرما و صاحب اختيار به تهران نيايند و اگر بيايند وزارت داخله را راحت نخواهند گذاشت ؛ اگرچه قائم‌مقام هم زياده است . ولى آصف - الدوله و قائم‌مقام و معاون الدوله و اشخاصى كه با وزارت داخله ضديت دارند ، پول درستى نمىدهند . مردم هم پول مىخواهند ؛ ولى پول دادن فرمانفرما معلوم است ، صاحب اختيار هم در قرض كردن و دادن بىملاحظه است . امير اعظم در حكومت رشت ، چند نفر عارض پيدا كرده است ؛ منجمله يكى دو نفر را چوب زده است . دو روز است در عدليه او را و عارض را برابر روى صندلى مىنشانند و استنطاق مىنمايند . چنانچه آن اوقات كه آصف الدوله هم عارض داشت ، همين كار را كردند . امروز ذليل‌ترين تمام طبقهء ناس ، ديوانيان است ؛ خصوص ، حكام . حق يا ناحق ، هركس از حكام شكايت نمايد ، مردم ندانسته و نفهميده فرياد مىنمايند كه ، عارض مظلوم است و حاكم متعدى و مستبد . هركس به هركس دشمنى دارد ، شهرت مىدهد كه فلانى مستبد است . قسم‌نامهء دروغ خوانين لرستان در مجلس قرائت شد ؛ فلان سيد يا فلان وكيل مىگويند ، ما از خوانين لرستان تشكر مىنمائيم كه اين‌طور براى مشروطيت و معاونت مجلس مقدس حاضر شده‌اند . يكى از اين خدانشناس‌ها نمىگويد ، همين مردم بودند كه ديروز زن نهاوندى از خر كشيدند ، نسبت به نمايندهء دولت و ملت چه بىادبىها كردند . اين نظر كه پاى قسم‌نامه مهر كرده است ، سردار اكرم كى و چه وقت ، از طرف كى سردار اكرم شده . بااين حال كسى مىتواند حكومت بكند . معضد السلطنه حاكم كاشان شده ؛ هنوز نرفته است ، انجمن كاشىها آمده‌اند در كمال سختى ايستاده‌اند كه ، اين شخص مستبد است ، ما اين حاكم را نمىخواهيم . اين مختصرى از حال ملت و وكلاى مجلس مقدس ؛ اما حال شاه به كلى واداده . وزارت داخله از يك ساعت پيش از آفتاب ، دربخانه تشريف مىآورند تا مقارن غروب . آن وقت هم كه به منزل تشريف مىبرند ، تا ساعت چهار مشغول كار هستند . وزراى ديگر نزديك ناهار مىآيند دربخانه ، عصر هم مىروند به خيال خودشان . بطورى مردم بهم ريخته‌اند كه گويا شاه و سلطنتى در ميان نيست . نوكرهاى ديوانى از سرباز و توپچى و صاحب منصب و غيره ، تمام فرياد الجوع الجوع ؛ حكام فرياد لاوصولى ماليات . يك هنگامه‌اى برپا شده است كه اندازه ندارد . با اين وضع حاليه براى هيچ كس اميدوارى نمانده است . اگر كسى پنجاه هزار تومان پول نقد پيش اقل تاجر اين شهر داشته باشد ، امروز دو هزار تومان نقد بخواهد ، ممكن نيست ، نمىتواند بدهد . مستشارى از بلژيك براى اداره نمودن ماليه خواسته بودند ، وارد شده است . از براى تمام كابينه‌ها از خارجه مستشار خواسته‌اند . در اين‌كه در ماليات كليهء مملكت جرح و تعديلى خواهند كرد ، محل حرف نيست . ديگر كى و چه وقت بكنند و چه قسم بكنند ، حالا معلوم نيست . ظل السلطان حركت كرد و رفت ، حالا اصفهان است ؛ هنوز از اصفهان به طرف شيراز حركت نكرده است . وضع شيراز هم