مىنمايند . بههرحال گويا استدعاى اداره نمودن فوج سيلاخور قبول نشود ، ولى از هيچ كارى نبايد مأيوس بود .
پيوست سوم
چند روز است كه به كلى خواب و خوراك و راحت بر فدوى حرام شده است . عصر 26 ذيحجه تلگراف رمزى از جناب معز الممالك رسيد كه ، حضرت اشرف را محاصره كردهاند . به محض اينكه تلگراف كشف شد ، فورى جناب برهان الدوله را محرك شدم ، تلگراف را برديم خدمت آقا . از اتفاقات ، آصف الدوله و چند نفرى از وكلا آنجا بودند . جناب برهان الدوله تلگراف را برد داد خدمت آقا . پس از ملاحظه فرمودند ، من اين ترتيب را مىدانستم و مكرر ، خصوصا دو روز قبل به جناب وزير داخله عرض كردم . حالا هم هر اقدامى بشود ، بىحاصل است ؛ زيرا كه هرچه بايد بشود ، البته خواهد شد . بارى برحسب تعيين خود جناب معز الممالك ، فورى تلگرافى به حاجى بشير الممالك و منصور السلطنه از طرف وزير داخله صادر و با برهان الدوله رفتيم تلگرافخانه ؛ به خواهش و تمنا قرار شد فورى مخابره نمايند . فردا صبح آن روز كه 27 بود ، آقا تلگراف جناب معز الممالك را به عرض شاه رساندند . در باب حركت فوج سيلاخورى از طرف شاه هم دستخط تلگرافى صادر شد . بههرحال به قدرى كه ممكن و مقدور بود ، دستوپا شد ؛ ولى از اين طرف خيال نمىگذارد فدوى راحت باشم ، مثل آدمهاى مبهوت خودم نمىدانستم چه مىكنم ، كجا بروم ، چه بكنم ، به كى بگويم . چنانچه حالا هم با اينكه تلگراف جناب معز الممالك رسيده و تا يك اندازه خيال راحت شده است ، خداوند شاهد است فدوى جان در بدن ندارم و منتظرم كه انشاء الله تعالى خيال راحت شود . چون از جسارت و خودسرى اين مردم وحشى آن صفحه اطلاع داشتم ، نمىتوانم مجسم نمايم كه چه حالى و چه روزگارى داشته و دارم . عصر 27 تلگراف با شرح و مدى از جناب معز الممالك رسيد به عنوان جناب برهان كه ، مختصر دستخطى از بين جنگ رسيد كه لله الحمد تا يك اندازه فاتح شدهاند و آثار ضعف در الوار بهم رسيده است . چنين قوت و قدرت تابهحال در اين صفحه از كسى ديده نشده كه با جمعيت قليل در مقابل چهار پنج هزار جمعيت فتح لشكر كه تماما رشيد و جنگى هستند ، ايستادگى شود . اگر اين جلوگيرى نشده بود ، يكسر به بروجرد مىآمدند و تمام بروجرد به غارت مىرفت . بارى ، خيلى تلگراف جاندارى بود .
به جناب برهان الدوله عرض كردم ، لازم است هرطور شده ، اين تلگراف را به عرض شاه برسانى ، بلكه به مجلس هم ارائه داده شود ؛ چون اين تلگراف رمز جناب معز الممالك را كه محاصره بودن حضرت اشرف را داشت ، آقا به جناب برهان الدوله فرمودند دو نسخه بنويس كه يكى به عرض شاه برسد و يكى هم به مجلس فرستاده شود . حالا لازم بود كه اين تلگراف هم به نظر شاه برسد و در مجلس هم خوانده شود . ديروز كه دوشنبه و تعطيل بود ، امروز دنبال مىنمايم ، انشاء الله به نظر شاه برسانند . اميد است به خواست