تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
خداوند ، انشاء الله تعالى تلگراف فتح و نصرت پىدرپى برسد و خيال همگى آسوده و راحت شود . بعضى از خودمانىها را گمان اين است كه ، به اين شرح و مد كه تلگراف شده است نيست . هرچه مىگويم ، بابا جان ! شما ملاحظه نمائيد چهار نفر قاطرچى و مردمان بىسروپا با چوب در اين شهر چه كرده و چه مىنمايند ، با اين‌كه پايتخت است و همه قسم اسباب دفاع فراهم است . مردمان آنجا ديروز دنبال سالار الدوله افتادند و تمام نهاوند و غيره را به مشت و كتك بستند ، حالا هم همان مردم هستند ، خيلى جسور و جرىتر . تقصير هم ندارند ؛ چون از حال مردمان آنجا اطلاع كامل ندارند ، اين است كه اين تصورات را مىنمايند . امر مبارك مطاع .

شنبه 18 صفر 1326 قمرى از تهران : مغيث السلطنه به بروجرد : رضا قلى خان

وضع تهران ظاهرا آرام ، باطنا منقلب . دو عراده توپ و قزاق كه براى تنبيه شيخ محمود و اشرار ورامين رفته بود ، مظفر و منصور شدند . شيخ محمود فرارا به خانهء آسيد محمد متحصن شد ؛ باقى ورامينىها به حضرت عبد العظيم . ظل السلطان حاكم فارس شد . بعضى از مردم اين رأى وزير داخله را تكذيب مىنمايند ؛ مىگويند ، بيست هزار تومان از ظل السلطان پول گرفته‌اند ، منجمله معين التجار . اگرچه او هم از قول مردم اظهار مىدارد ، ولى معلوم است كه از اين انتخاب كوك است . بعضى از مردم از اين‌كه ظل السلطان قبول اين حكومت را كرده است ، تعجب دارند ؛ مىگويند ، ظل السلطان كاملا از جسارت مردم اطلاع دارد ، نمىبايست قبول حكومت بكند . حالا كه زير بار حكومت رفته است ، دور نيست در باطن خيالات ديگر داشته باشد . اصفهانىها تلگراف كرده‌اند ، ظل السلطان حق ورود به اصفهان ندارد . وزير مخصوص اگرچه مهمل است ، ولى در دسته‌بندى و پول خرج كردن و ضديت كردن سخت است ؛ خصوص كه با وزير همايون هم همدست شود ، بودنش در تهران براى آقا تعريف ندارد . پسرهاى قوام از حكومت ظل السلطان خيلى متوحش شده‌اند ؛ تا بعد پيش‌آمد چه شود ، نمىدانم . اشخاص مفسد و بدذات و آشوب طلب شهرت داده‌اند كه ، وزارت داخله جنون و خبط دماغ بهم رسانده است . حكومت تهران از ظفر السلطنه خارج و به حاجب الدولهء شاه مرحوم واگذار شد . دو نفر از فرستاده‌هاى نظر و ديوان‌بيگى و بيگلربيگى آمده‌اند تهران ، چندين عريضه از نظر و به مهر همدسته‌هاى نظر كه هريك را يك اسمى گذاشته‌اند - رئيس بيرانوند ، رئيس حسنوند ، رئيس ديركوند ، رئيس جودكى ، رئيس پاپى ، رئيس سگوند و غيره و غيره و غيره - كه ما تماما مشروطه‌طلب و در خدمت مجلس با پنجاه هزار سوار حاضريم . تهمت‌ها به حضرت اشرف زده‌اند . قسم‌ها ياد كرده‌اند . استدعاى حاكم مشروطه‌طلب كرده‌اند . چندين عريضه به انجمن‌ها داده‌اند كه در مجلس قرائت شده است . بعضى از
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 789 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه