تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
مذاكره هست . مردم هم زياده از دو سه هزار نفر همه روزه اهل انجمن‌ها در بهارستان جمع مىشوند و دادوفرياد مىنمايند كه قاتلين بايد به مجازات برسند . مجلسىها هم تمام را امروز به فردا مىاندازند تا عاقبت چه شود . گويا خواستن عين الدوله صحت داشته باشد . مىگويند او را خواسته‌اند كه روانهء تبريز نمايند . چندى قبل از اين‌كه فدوى بيايم ، مير آخورى را به ناظم السلطنه دادند . دو روز قبل ، او معزول شد ؛ دادند به شمس الملك كه حالا عز الدوله است . از قرارى كه همه مىگويند ، حضرت اشرف آقا ، اقبال الدوله را پر دنبال كرده است ؛ حتى گفتند ، چند نفر از وزرا را هم همدست كرده و رأى داده‌اند كه مأمور برود اقبال الدوله را از ورامين كه ملك خودش است ، روانهء كاشان نمايد . گويا آصف الدوله در اين خيال همراه نباشد . امروز برهان الدوله مىگفت ، گمان دارم آصف الدوله تغيير نمايد . در اين‌كه شاه باطنا با اقبال الدوله راه دارد ، گويا محل ترديد نمىباشد . به اعتقاد بعضى ، آن‌قدر اقبال الدوله را طرف كردن و دنبال نمودن ، مناسب نيست ؛ چراغ از بهر تاريكى بايد نگاه داشت . يك نوع سميت در وجود كاشىها هست كه هر وقت باشد ، نيش خودشان را مىزنند . ديروز وزير جنگ با تمام اتباع و اجزاى رفتهء وزارت جنگ ، حاضر شدند در مجلس و قسم ياد كردند كه به دولت و ملت خلاف ننمايند . تمام وزراى مسئول يا اجزاى آن اداره بايد به ترتيب در مجلس حاضر شوند و قسم ياد نمايند ، حتى فراش آن اداره . حكايت قسم خوردن در تهران ، صد هزار درجه از لرستان بيشتر شده است . در باب اشخاصى كه در ميدان توپخانه دسته‌بندى و بر ضد مجلسىها بعضى اقدامات كرده بودند ، عاقبت ممكن نشد دولت از آن‌ها نگهدارى نمايد . روز گذشته در ديوانخانهء عدالت ، ظفر السلطنه و وزير عدليه حاضر شدند ، اهالى انجمن‌ها هم حاضر شدند ؛ چهار نفر كه مقصر بودند ، صنيع حضرت و مقتدر نظام و يك سيدى و رسول نام فراشباشى سردار افخم ، چوب مستوفى خوردند . ظفر السلطنه هرچه از اهالى انجمن‌ها خواهش كرد چون مقتدر نظام به خانهء من آمده و به من پناهنده شده از چوب خوردن او بگذريد ، قبول نشد . عاقبت ، هر چهار نفر پس از خوردن چوب زياد برحسب رأى اهالى مجلس ، حكم ده سال حبس داده شد ؛ فورى با گارى هر چهار نفر را با چند نفر مأمور روانهء كلات كردند كه ده سال در كلات محبوس باشند . فراش‌هاى فراشخانهء شاهى تماما به مجلس متحصن شدند ، از فراشباشى شاكى هستند و او را هم به رياست نمىخواهند . محقق الدوله پسر عبد هاشم خان امين دربار كه در مجلس گويا ناظر بوده ، دو روز قبل طپانچه مىگذارد زير چانهء خودش كه خودش را بكشد ، گويا تير خطا مىشود قدرى از صورتش را مىگيرد ولى تلف نشده . بعضى مىگويند ، اصلا پنبه‌پر بوده . چون مبلغى پول مجلس نزد او بوده و پول‌ها را تلف كرده ، حالا مىخواهد به اين وسايل پول‌ها را بخورد . اهالى مجلس هم مىگويند دسته شده‌اند و هر دسته به خيال خودشان چيزى مىگويند ؛ خداوند انشاء الله تعالى اصلاح فرمايد . نايب حسين نامى كه در فراشخانهء كاشان سمت نيابت فراشخانه داشته است ، اين اوقات چهل پنجاه نفرى از الواط و اوباش دور خودش جمع كرده است ، دست به غارت و ناموس اهل كاشان گذاشته است . چند روز است تمام اهل كاشان