ولايت و اعيان ، تمام كرده بود كه من نمردهام و زنده و حى و حاضرم . پانزده هزار تومان مستمرى او را سيد دزفولى به عنوان ثلث برده بود . آن استشهاد را فرستادم ، ديگر جوابى ننوشتيد . سيد بىانصاف فرمانى با آب و تاب صادر كرده بود و از من محرمانه امضاى آن را مىخواست كه ، بروز ندهم اين مبلغ را كه برده است . من نكردم و فرمانش را به خودش رد كردم .
آن فقرهء صد تومان تخفيف ميانآب را براى مخارج تعميرات مسجد جمعه ، نه دفترى كرديد و نه جزء دستورالعمل هذه السنه شده . در دستورالعمل باز آقا ميرزا زكى بىانصاف به همان صيغهء سابق نوشته است . حتى صد تومان كه سيد عبد الله از مستمرى اولاد آ سيد على طالقانى و جعفر قلى خان بختيارى برده بود و حضرت اجل الى حال سه فقره حكم صريح دادهاند ، حتى در هذه السنه و بعد از مراجعت من از محمره حكم تلگرافى دادند ، باز به همان حالت باقى است . اين چيزى است كه تا دفترى نشود ، همه ساله براى مردم بيچاره اسباب زحمت و خسارت و معطلى خواهد بود .
پيوست سوم
اسناد جيره و مواجب اول سال فوج ساعد السلطنه را كه مدتى است فرستادهام و رسيد او را هم نوشته بوديد . با وجودى كه نوشته بودم هرقسم همراهى و تقويت از خودش لازم باشد اظهار نمائيد خواهد كرد ، نوشته بوديد كه حاجت منت كشيدن از او نيست . بعد سند فوج چهار محال را هم در پست بيستم اين ماه فرستادم ؛ شما اگر اين دو سند را صادر كنيد ، در حقيقت جاده براى جيرهء ساير مأمورين محمره تا آخر سال كوبيده مىشود . معهذا چون اصرار كرده بوديد ، در طى عريضجات مىنويسم كه سند به دست بيايد . شما متدرجا اسناد را صادر كنيد . قبض ميرزا كاظم خان و قبض ميرزا جواد خان را به انضمام حكمى كه ميرزا جواد خان در باب ناصرى و محمره در دست داشت ، با اين پست فرستادم . برات آنها را هم به تصويب و تقويت جناب دبير الملك صادر شود . اگر ايراد كنيد كه ، چرا قبض كارگزارى محمره ده ماهه است و قبض ناصرى ساليانه ؛ جوابش اين است ، به ميرزا جواد خان از روز ورود عربستان شهريه دادم به ملاحظهء آنكه ميرزا كاظم خان از اول سال تا روزى كه از عربستان حركت كرد مواجب گرفت ، ولى مأمور ناصرى از اول سال بوده است و مستحق مواجب است و ميرزا جواد خان هم از اول سال قبض داده است و گرفته است . همچنين خرج تعمير عمارت نشيمن كارگزارى را هم به انضمام حكم فرستادم كه سند صادر كنيد ، قدرى بار صدور اسناد خرج سبك بشود . حيرتى از حالت حاجى استاد على دارم كه چه آدم بىشعورى است ! خيال كرده است ، پولى گرفت و بهقدر گنجايش هم دخلى به اسامى مختلفه برد و خورد ، اگر برگشت و مكثى در كار پل واقع شود ، او از ميان سالم خواهد ماند . عجب آدم احمقى است ! به خدا قسم كه من او را رسواى خاص و عام