تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
و كى برسد . اين را هم بايد مزيد مأخذ آن طلب كرد . اگر اين چند منزل را هم سالم بگذريم و به اصفهان برسيم ، در آنجا جمعيت را متفرق و پس و پيش مىكنم و خودم از راه قهه « 65 » و قهرود « 66 » ، با قليل همراهى مىآيم . در اصفهان بواسطهء تبديل مال ، مسلما سه چهار روز توقف خواهد شد . نمىدانم گمرك اصفهان و يزد را چه كردند ؛ قطعا به حكومت وامىگذارند . در صورتى كه با حكم ما نشود ، براى مشغوليت حاجى غلام حسين خان و ميرزا باقر عيب نداشت ؛ يعنى مستقيما به اسم خودشان باشد . دور نيست آن دو نفر هم با اتباع و اجزائى كه دارند ، پانزدهم اين ماه از شيراز بيرون بيايند . اگر بدانى از روز خبر عزل تا هذه الساعه ، چه از بابت كرايهء مال و چه تدارك و چه مخارج ، چقدر متضرر شده‌ام ، عقلت حيران مىشود . به كلى زمان از دست دررفته ، ميزان و مأخذى در دست نيست . وضع تاراج بىگمان است . در ظرف اين يك ماه ، به قدر امسال خرج شده است . من هم ديگر واداده و ارضاء عنان كرده‌ام . مبلغ‌ها ضرر پول سياه وارد آمده ؛ از بابت قيمت گندم خباز ، دفعتا واحده ، اضطرارا تومانى يك قران 22 شاهى صرف داديم و كذا و كذا . قريب چهار هزار تومان كرايه فقط مىشود . نمىدانم چه بنويسم . هرقدر در ميان مردم خوددارى و تحملى مىكنم ، وقتى كه قلم به دست مىگيرم و براى شما و جناب سعد الملك كاغذ مىنويسم ، سينه مىگويد من تنگ آمدم فرياد كن . حاجى شوريده « 67 » هم همصحبت و راه و همراه است .

يك‌شنبه 15 شوال 1311 قمرى

« 68 » هو فرزند عزيزم در تلگراف ، هم ورود اصفهان و هم وصول نوشتجات را فورا به شما خبر دادم . ولى مىدانم ايراد كرده‌اى كه چرا نوشته بودم در اتاق نشيمن حضرت و الا « 69 » منزل دارم . اولا مىدانيد كه مردم اين اخبارات را مستور نمىگذارند ؛ چه بهتر از اين‌كه خودم بنويسم و شما را هم مسبوق كنم . حالا ديگر برويم بر سر مطالب . اما فقرهء خراسان را كه تصديق نكرده بودند ، در شيراز از تهران مكتوبى نوشته بودند كه خراسان تغيير مىكند و صدر ديوانخانه هم به توليت برقرار شد . خيال كردم كه اگر
هامش
( 65 ) - قهه نام دهى از دهستان سميرم پائين شهرستان شهرضا . ( 66 ) - قهرود نام يكى از دهستان‌هاى بخش قمصر شهرستان كاشان و نيز نام قصبهء مركز همين دهستان . ( 67 ) - مقصود حاجى محمد تقى شوريده ، شاعر نابيناى شيرازى است كه همراه حسين قلى خان از شيراز به تهران آمد و نزد امين السلطان تقرب يافت و به ناصر الدين شاه و مظفرالدين ميرزا وليعهد معرفى شد . شوريده در سال 1314 به شيراز رجعت نمود و از محل درآمد دهى كه دولت به عنوان سيورغال به او واگذار كرده بود ، گذران مرفهى داشت ؛ تا در روز پنج‌شنبه ششم ربيع الاخر 1345 قمرى درگذشت . ( 68 ) - اين نامه در اصفهان نوشته شده است . ( 69 ) - مقصود ظل السلطان است .
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 501 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه