پنجشنبه 5 شوال 1311 قمرى
« 60 » هو فرزند مكرم ظهر روز پنجشنبه پنجم است و به صحت همگى از بزرگ و كوچك ، وارد آباده شديم . چون در راه بواسطهء بارندگى و غيره از رودخانه و مسيلها و نبودن كاه و جو ، به مال خودمان و مكارى و حمال صدمهاى وارد آمده است ، فردا كه جمعه است ادامهء اتراق داريم . به حول قوهء الهى ، صبح شنبه هفتم از اينجا حركت كرده ، منزل به منزل مىآئيم . راهها خيلى مغشوش است ، و چادر و بنه غير منظم ؛ تا خداوند چه مقدر فرموده باشد . در اينجا نواب مستطاب و الا فرمانفرماى كرمان اظهار مهربانى و نگرانى تلگرافى فرموده بودند .
نوشتجات هيجده رمضان جناب سعد الملك از فيليه « 61 » در ده پير « 62 » رسيد ؛ زياده از مسئلهء حاجى سيد محمد نگرانى داشتند . وعده صريح دادهاند كه در عراق عرب زياد توقف نكنند . نوشتهاند تا ده ذيقعده زيادتر ، كاغذ شما و مجير السلطنه به من نمىرسد . اگر تا آنوقت خبر خوشى از استخلاص مجير السلطنه باشد ، بتوسط حاجى درويش على برسانيد كه من آسوده شوم . تقريبا ورود من به تهران مقارن ده ذيقعده خواهد بود . من اگر كاغذى به ايشان بنويسم ، بايد از اصفهان به پست بدهم كه در دهم ذيقعده به بغداد « 63 » برسد .
نواب و الا هم از بابت گرفتارى پول شما در تلگراف اظهار ملالت و انتظار كرده است ؛ حق هم دارد ، زيرا كه حالت سليمان ميرزا شعاع الدوله را مىتوان براى استرداد پول از ديوان كافى دانست . مىدانم كه با آن وقاحت و فضاحت ، بعد از سه ماه ، آن هم به همت ميرزا مرتضى خان البرز به وصال پول رسيد . مبلغى هم تنزيل ضرر كرد .
از نصير الملك طلبى داشتيم كه حواله كرده بودم به جناب ساعد السلطنه بدهد ؛ معلوم شد به حكم تلگرافى ، از او حكما مطالبهء مبلغى مساعده و ادعاى طلب جناب صاحب ديوان را كردند . كار بر او سخت شده است . دو سه روزى تمارض كرده بود ، فرار نموده ، به طرف تهران آمده است . اگرچه حضرات از عقل كاملى كه دارند ، محمد خان شاهسون را به چاپارى فرستادهاند كه بيايد در اردوى ما باشد كه اگر همراه من است او را بگيرد .
اين عقل از راهنمائى و مشورت حاجى وكيل و محمد صادق خان برادر خود نصير الملك است . بارى اين مطالبه از نصير الملك « 64 » هم مثل مطالبات از بختيارىها شد ؛ تا چه شود
هامش
( 60 ) - اين نامه در آباده نوشته و پست شده است .
( 61 ) - فيليه يا « خين » نام يكى از دهستانهاى بخش مركزى شهرستان خرمشهر و نام قصبهء مركزى همين دهستان . فيليه محل سكونت شيخ مزعل خان و سپس شيخ خزعل بود .
( 62 ) - ده پير ، يافته نشد . احتمالا مىتواند پيرآباد ( موان ) زرقان ، پيربرد حومهء شيراز ، يا پير مست زرقان باشد .
( 63 ) - در اين زمان سعد الملك به سفر عتبات عاليات رفته بود .
( 64 ) - مقصود حاجى حسن على خان نصير الملك پسر سوم حاجى قوام الملك است .