تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
مستهلك است . ملاحظهء حالت ركن الدوله « 50 » را بكن و شاكر باش . در باب كلانترهاى عرب « 51 » ، دو روز قبل از تلگراف تو ، ركن الدوله تلگرافى كرده بود كه ، حسين خان و رضا خان پناه بردند به فتحعلى خان « 52 » و ساير اعراب هم هرچه بودند ، بعضى داخل اردوى حاجى نصر الله خان شدند و چند خانوار اشرار متفرق شدند . مقرر شود ، هركسى از تجار يزدى و كرمانى كه ادعا بر عرب دارند ، بيايند در اردوى دولت اموال خود را بگيرند . بعد از دو روز كه تلگراف كرده بودى حضرات كلانترها به خاك شميلات « 53 » پناه آوردند ، هم مقوى قول ركن الدوله شد و هم اسباب قوت قلب اولياى دولت . به اين دو ملاحظه حضرت اجل فرمودند ، محرمانه رضا قلى خان را تلگراف بكن ، آن‌ها را در خاك شميل « 53 » كه متعلق به خودم است نگذارد ، به خاك كرمان بفرستد ؛ چون حكم شده است كه حاكم كرمان « 54 » از يك طرف و حكومت فارس از اين‌طرف آن‌ها را مستأصل كنند و حكم هم شد كه حاكم بنادر هم با حاكم كرمان و فارس در دستگيرى آن‌ها همراهى كند . در اين صورت مناسب نيست كه آن‌ها در خاك ابواب‌جمعى من باشند . در باب احمد مطوع « 55 » هم كه حكم سختى به فتحعلى خان صادر شد ؛ اگرچه مىدانم بىحاصل است . در باب دار العلم هم اذن دادند تعمير كنيد . اسناد خرج را زود بفرست كه بروات آن‌ها صادر شود ، از قبيل خرج جهاز و سيورسات و غيره . در عمل فارس يقين بدان بعد از فضل خداوند يا با من است يا با ظل السلطان ؛ تا خواست خداوند چه باشد . فقرهء كنيز و غلام را از قرارى كه از نواب تحقيق كرده‌ام ، گويا كنيز و غلامى از شخص تاجر بهبهانى رفته‌اند در باليوزگرى بست نشسته‌اند و اصرارى دارند كه در وطن خودشان شوهر داشته‌اند و آزاد باشند . من جواب دادم كه ، باليوز آن‌ها را با اطلاع حكومت و علماى بوشهر در يك جايى كه محل اعتماد عمومى باشد بسپارد و در باليوزگرى نگه ندارد ؛ زيرا كه تمام كنيزهائى كه در بنادر و گرمسيرات است ، مدخوله و در مقام زوجيت مالك واقع مىشوند و در مذهب اسلام جايز نيست زوجه و مدخولهء كسى در خانهء اجنبى بماند . بعد از اينكه آن‌ها را به محل امانت سپردند ، تا دو ماه هرگاه به اطلاع كارگزار ، مالك آن‌ها را ترضيه و تأمين كرد كه بحث و ايرادى نيست ، متصرف مىشود ؛ و الا بعد از انقضاى مدت ، حكومت در استر خاص آن‌ها مساعدت خواهد داشت . اصلان نتوانست راپرت همدان را بنويسد . ملا عبد الله مجتهد ، يهودىها را قدغن
هامش
( 50 ) - محمد تقى ميرزا ركن الدوله در اين زمان حاكم فارس بود . در مورد وقايع فارس در اين زمان ، به خاطرات حسين قلى خان مندرج در باب اول رجوع كنيد . ( 51 ) - مقصود كلانترهاى ايل عرب فارس است . ( 52 ) - مقصود فتح على خان صاحبديوان پسر دوم ميرزا على اكبر قوام الملك است . ( 53 ) - شميل نام يكى از دهستان‌هاى چهارگانهء بخش مركزى شهرستان بندرعباس و همچنين نام ده مركز همين دهستان . ( 54 ) - حاكم كرمان در اين زمان عبد الحسين ميرزا فرمانفرما بود . ( 55 ) - « مطوع » يا « مطوح » ؟