كه توانستم در شكار جاجرود صورت بدهم ، فقره فرمان حسين بيگى « 47 » و شيخآباد « 48 » و ملك التجارى ناصر بن عباس و مشير التجارى آقا محمد كريم ؛ به علاوه تمثال همايون هم براى سعد الملك استدعا كردم ، قبول شد و مرحمت كردند . سه شب ماندم ، خيلى مرحمت و مهربانى فرمودند ؛ در همه حالت در محرميت بودم . يك روز پيش از مراجعت موكب مسعود آمدم . البته تفصيل شورش همدان را هم شنيدهايد « 49 » ؛ اگر هم نشنيده باشيد ، سپردم اصلان در يك صفحهء جداگانه بنويسد مطلع شويد . حقيقت با اين تجرى مردم و ضعف دولت ، ديگر حكومت حرام است و كار مشكلى است . در تلگراف رمز به شما در باب وصول و ايصال وجه تقديمى اين [ امكنه و ] اشخاص تأكيد كرده بودم : حسين بيگى ، شيخآباد ، بن عباس ، آقا محمد كريم ؛ البته زود بگيريد بفرستيد كه فرمانها را به مهر برسانم و بفرستم . بندگان اعليحضرت اقدس در جاجرود فرمودند كه ، بايد يا نظام السلطنه خودش برود بنادر يا سعد الملك را راضى كند كه برود كه دندان طمع مردم از بنادر كنده شود . در واقع اين بنادر و نظم و مداخل آنجاها به سعى و زحمت نظام السلطنه و سعد الملك شده است . ولى بايد در سال نو ، عمل مرواريد را به دو هزار و هشتصد تومان برسانند .
پيوست
نمىدانم چه حالتى داريد كه وجها من الوجوه از اخبار ولايتى مرا مطلع نمىكنيد .
از باليوزگرى در باب كنيز و غلامى كه رفتهاند در باليوزگرى بست نشستهاند ، همه روزه از سفارت از من جويا مىشوند كه تكليف چه چيز است ؟ من ناچارم كه على العمياء جواب بگويم . اگر خودت فرصت ندارى ، بگو ميرزا جعفر و ميرزا محمد بنويسند .
نوشتجات تو منحصر شده به دلتنگى از حالت و تحريرات خان على . هرگاه كه ملاحظهء احوال ساير حكام را بكنى ، مىدانى كه ناملايمات و حركات خان على در جنب آنها
هامش
( 47 ) - حسين بيگى نام دهى از دهستان هنام و بسطام بخش سلسلهء شهرستان خرمآباد است .
( 48 ) - شيخآباد نام دهى از دهستان هنام و بسطام بخش سلسلهء شهرستان خرمآباد است .
( 49 ) - اعتماد السلطنه در روزنامهء خاطرات ( ص 926 - 925 ) به تاريخ سهشنبه 22 جمادى الاول 1310 قمرى ، مىنويسد : « . . . ملا عبد الله نامى كه در همدان مقتدا و پيشنماز است حكم كرده بود كه يهودىها بايد علامتى در لباس داشته باشند كه با مسلمانها فرق داشته باشند . از آنجايى كه يهودىهاى همدان زياده از پنج شش هزار نفرند و در زير حمايت انگليس هستند ، ايلچى انگليس ظاهرا شكايت از ملا عبد الله كرده بود . ملا عبد الله را به تهران خواستند . اهل همدان تمام شوريدند . شاه حكم كرده است شش هزار قشون به سردارى آقا بالا خان وكيل الدوله و دو نفر صاحبمنصبهاى اطريشى بروند همدان را قتل عام كنند » . در روز چهارشنبه 23 همان ماه نيز مىنويسد : « . . . شاه نايب السلطنه و سران سپاه را براى قشونكشى همدان احضار كرده بودند » و سرانجام در تاريخ سهشنبه 29 جمادى - الثانى ، مىآورد كه « . . . خوب شد كه به اصلاح گذشت و فرستادن قشون موقوف شد . »