تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
يوزباشى مأموريت حاصل مىكردند . شعبهء دوم ، ايشك خانه بود كه يساول و نسقچى و جارچى در اين اداره بود . رئيس كل ، ايشك آقاسى باشى بود و اين نيز بايد از اشخاص بسيار محترم و معزز باشد . ترتيب سلام خاص و عام ، محول به اين رئيس بود . نواب او را غوريساول و نايب ايشك آقاسى مىگفتند . آن‌ها در مقام خود ، حالت غلام پيشخدمت داشتند . و لباس اين شعبه ، جمعا به يك هيئت بود ؛ بر خلاف اهل كشيكخانه كه هريك در لباس و رنگ ، مختار بودند . اين شعبه بايد در حين خدمت شاه ، كلاه و موزه و جبهء ماهوت سرخى بپوشند . آنچه يساول بود ، چوب در دست داشته باشد و نسقچى ، تبرزين . خدمت يساول ، ترتيب سلام و پياده در جلو رفتن . خدمت نسقچى ، نظم اردو و هنگام موأخذه و مسئوليت ، حاضر به حضور آوردن مجرم و مقصر خارجى . وقتىكه پادشاه در اردو كسى را احضار مىكرد يا مطلبى را اعلان مىكردند ، به آواز بلند ، آن‌ها كنند . بعد از ايشك آقاسى ، نسقچى باشى و بعد از آن جارچى باشى . و اين شعبه از رئيس و مرئوس اساسا تجمل سلطنت بودند ؛ جز آن‌كه در وقت ضرورت ، رؤسا و غوريساولان كه نايب ايشك آقاسى باشند ، به مأموريت محترم هم مىرفتند در شال و كلاه و موزه و جبهء سرخ . اهل قلم هم عموما هم كسوت با اين طبقه بودند ؛ بلكه امرا و رجال محترم هم در اين كسوت بودند ، جز اهل كشيكخانه . نظارتخانه : اگرچه ناظر بايد كمال قربت و محرميت را داشته باشد ، ولى چندان شرافت و جلالت نداشت و اجزاء او محترم نبودند ، جز نايب ناظر . اصطبل پادشاه : ميرآخورش در رتبه و احترام ، با كشيكچى باشى برابر بود ؛ ولى اجزاء او ، مردم دون پايه و اواسط الناس بودند . اول ، نايب و دوم ، جلودار ؛ و اجزاء او محترم نبودند . توپخانه هم‌چون ترتيب نظامى نبود ، تا سنهء 1222 فقط شخص توپچى باشى قابل اعتناء بود . زنبوركخانه هم چندان ادارهء محترمى نبود . از اول زنبوركچى بودند و رئيس آن‌ها هم در عداد اواسط بود . صاحب منصب سوار ، منحصر به سركرده بود كه هريك به اختلاف ، از پانصد سوار الى صد سوار از طايفهء خود جمعى داشتند . و صاحب منصب جزء ، بعد از سركرده در سوار ، درجه سلطانى داشت . و شخص دوم سركرده را ، نايب سركرده مىگفتند كه به منزلهء ياور بود . و در هردستهء منحصر به فرد ، سرتيپ مستقل المرارى داشتند . در وقت مأموريت ، گاهى اقتضا مىكرد كه براى چند نفر سركرده ، يك سرتيپ تعيين كنند ؛ و الا سركردگان خود مستقيما با سردار سروكار داشتند . هر دسته سوارى كه يك سركرده داشت ، يك نفر هم نويسنده كه درجهء بىشرفى داشت كه در دفتر درجهء محررى بود ، براى اعمال دفترى و صدور برات و تقسيم حقوق داشت . مواجب و جيره ، در وقت مأموريت ، ساليانه بود و هنگام مرخصى ، فقط شش ماهه مواجب . ولى اهل كشيكخانه ، جيره و مواجب ساليانه داشتند . جميع طبقات نوكر از اهل سيف و قلم ، تا زمان صدارت امير اتابك ، در عيد نوروز خلعت داشتند در صورتىكه حاضر دار الخلافه باشند . باختلاف شأن تا اول دولت محمد شاه ، خلعت به منزلهء مواجب بود . حتى سلاطين جزو را نقدى قيمت خلعت مىدادند . علاوه بر مواجب ، سركردگان و سلاطين ، خانوارى جنسى داشتند . خلعت ، در دولت محمد شاه منحصر به دو قسم بود ، يكى جبهء ترمه و ديگرى قباى زر و شال كمر ترمه . و امتياز ،