از خراسان ، ديگر خود را نوكر و تابع اوامر دولتى نمىدانست و يقين داشت كه دولت را قدرت خلع و دفع او نيست ، ولى حفظ صورت ظاهر را از دست نمىداد . امراى خراسان را هريك مخالفت با او و موافقت با دولت داشت ، از ميان برداشت ، و هريك را ممكن بود ، مثل جعفر قلى خان شادلو به وصلت متحد كرد . بعد از فوت مرحوم حاجى ميرزا موسى خان متولى باشى ، به حال توليت افتاد ، حاجى ميرزا آقاسى تمكين نكرد . محمد حسين خان . . . ( 42 ) به واسطهء معاندت جعفر قلى خان كه مىخواست . . . ( 42 ) را ضميمهء بجنورد كند ، پناهندهء دولت شد . امير اسد الله خان قائينى را كه آصف الدوله از قائن معزول كرد و محمد على خان پسر خود را به حكومت فرستاد ، فرارا به كابل رفت و از طريق هندوستان به دربار معدلتمدار آمد . اسباب كشف تمرد آصف الدوله فراهم آمد . با سالار پسرش مواضعه نهاد كه ، من به عنوان زيارت مكه مىروم به تهران ، شايد بهمن ميرزا را به سلطنت برسانم . . .
پايان باب اول
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
ص٣٥١