مىكشد . آنجا فاصل لنگه و بستك است كه كل بنادر در دامن اين كوه واقع و اغلب از مغرب مايل به شمالى و شمال آنها مىگذرد . سوى بوشهر وقتىكه به عباسى مىرسد ، كوه گناوه مىگويند . از آنجا كه به شميلات مىآيد ، كوه شميل ناميده مىشود . بعد مىكشد به روى ميناب كه فاصله مىدهد رودان و بشاگرد را از ميناب . و بيابان در اين نقطه ، شمال شرقى ميناب را گرفته است . و ميناب در دامن جنوب و مغربى اين كوه واقع مىشود .
ولى در ريشهء اين كوه ، كوه كوچك ممتدى هست كه در بعضى محلها ارتفاعى ابدا ندارد . در ميناب ارتفاعش حايل ما بين آبادىها و كوه بزرگ است . تمام بلوك ميناب در زير رشتهء كوچك است . از سمت شمال شرقى اين كوه ، رودخانهاى از طرف بلوك رودان به اين جلگه داخل مىشود كه در نقصان آب ، تقريبا صد سنگ عراقى آب دارد در كمال شيرينى . و اين فاضل رودخانهء رودان است . وقتىكه به دهنهء كوه مىرسد ، سدى از چوب و خاك جلوى او بسته و دو شعبه كردهاند . يك شعبه به سمت شرقى جلگه مىرود كه عليا مىگويند و قصبهء ميناب كه در ابتداى اين شعبه ، متصل به كوه است ، سهم خود را بر مىدارد به باغات و زراعات مىبرد . تتمه ، سهم قراء ديگر عليا كه هريك نهرى جداگانه دارد .
قصبهء ميناب دو هزار خانوار سكنه دارد . اغلب خانهها كپر چوب خرماست ، حتى بازارهايشان . ميان قلعهاى در دامنهء اين كوه كوچك در دهنهء دره ، مجراى رودخانه از قديم بوده است كه عرض و طول و وضع آن از قرار شرح حاشيه است . بعد از اينكه در عهد شاهنشاه رضوان مهد محمد شاه ، فضلعلى خان قره باغى حاكم كرمان با جمعيت زيادى آمده و فتح آن قلعه ميسر نشد ، كار را به مصالحت گذرانيدهاند . شيخ كه از جانب امام مسقط حاكم بوده است ، در دامن آن كوه هم قلعهء ديگرى احداث كرده است كه منازل معتبرين آنجا بوده است . ولى آب جارى ندارند . در قلعهء بالا هم كه از ابنيهء قديمه و به منزلهء ارك است ، شيخ سبحان پسر شيخ سيف ، عمارات عربى خوب خوش منظره داشته كه حالا عالى و سافل هردو ، عالىها و سافلها شده است . ولى قلعهء ارك از جاهائى است كه در تمام ايران به اين منظر و صفا ، جائى نبوده است . يكى از علامات آبادى و كار خوب ، منحصر به يك حمامى است كه احمد شاه خان در اين قلعه احداث كرده است .
باغات خوب دارد ، بدون ديوار . خيابانهاى وسيع . باغها درختهايش منحصر به نخل و انبه و بادام و ليموى شيرين و ليموى آب و نارنج و . . . « 38 » تلخه است . گل رازقى و ياس و چنبرى و درخت بسيارى هم دارد . طرف مغرب شمالى ، شعبهء سفلى است و در اول او ، باغ ملك و جو باريك حاجى احمد خان است كه آب آنها مشترك با نهر عمومى نيست .
به مسافت بعيدى بالاتر از اين دو شعبه ، از رودخانهء بند برمىدارند . يك شعبهء او مخصوص باغ ملك و جو باريك حاجى احمد خان است كه دو باغ است ، ولى خيلى باصفا و خوش هوا . يكى هم مىرود به قريهء شهوار كه خرده مالك است . شعبهء بزرگ كه از زير نهر شهوار برداشته مىشود ، به ساير قرا سفلى مىرود . مع هذا ، از زير بند به قدر سى سنگ
هامش
( 38 ) - يك كلمه خوانده نشد .