تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
منحصر به كارد يا خنجر مرصع بود و شمشيرى كه قبهء طلا يا كرمك طلا و ته غلاف طلا داشت . چند قطعه هم نشان تمثال محمد شاه امتياز داده شد كه صورت آن‌ها در ناسخ - التواريخ ضبط است . خلعت حاكم ، جبهء ترمه بود كه پولك در اطراف بوتهء او مىانداختند . در آن دوره تا زمان محمد شاه ، كار فراش منحصر به جاروب زدن و چادر برپا كردن بود . در زمان محمد شاه ، استيلا بهم رسانيدند و معتبر شدند و كار نسقچى را هم ضميمهء خدمات خود كردند . اما خبر و روايتى كه متعلق به تكاليف مذهبى باشد ، بحث در او حق ماها نيست و مخصوصا با مجتهدين و علماى خاصه و عامه است . اما آنچه متعلق به تاريخ است و آنچه خود ديده و امتحان كرده‌ام ، از ده جزءاش صحيح مطابق است ، چنان‌كه مكرر در حكومت و غير حكومت ، حادثه‌اى را از قتل و نزاع و معاملات و محاورات و روزنامهء مكالمات مجالس ، از جزئى و كلى ، به واسطهء چندين نفر مردم بىغرض عاقل تحقيق مىكردم ، آن‌قدر اختلاف در نقل آن خبر بود كه در مقام حيرت براى حكم واقع مىشدم . گاه خود با چند نفر در قضيه‌اى حضور داشتيم ، وقتىكه آن قضيه را نقل مىكرديم ، اختلاف در كيفيت آن واقعه حاصل مىشد . اندك تأملى كه شخص بصير عاقل بكند ، از حوادث و اخبار و قضاياى عهد و زمان و شخصى خود ، بىاعتبارى تاريخ را خصوصا در ايران مىداند . اقبح و افضح تواريخ ناسخ التواريخ سپهر و روضة الصفاى ناصرى و نحوهما است . يك وقتى من با جناب اشرف امين الدوله ميرزا على خان معاهد بوديم و چندى هم با اعتماد السلطنه محمد حسن خان كه ، تاريخ قاجاريه را از روى علم خود ، از اول دولت محمد شاه صحيح كنيم . يك نسخه كه در نزد مرحوم اعتماد السلطنه بود ، چون ناقص بود و او از ابتداى دولت ناصر الدين شاه را تصحيح كرده بود ، من به اطمينان او فقط در تصحيح محمد شاهى چيز نوشتم . نسخهء اعتماد السلطنه بعد از فوتش ، چون تمام مايملك آن مرحوم بر حسب وصيت تعلق به شاه شهيد بهم رساند . به واسطهء بىاطلاعى ورثه ، آن نسخهء نفيس هم ضبط شد ؛ ديگر نمىدانم شاه شهيد چه كرد . و تا به امروز از زحمت جناب اشرف در اين مسئله اطلاعى ندارم . از آنچه در اين اوان يعنى دولت ناصر الدين شاه صحيح نوشته شده ، اولا روزنامهء خود او است كه كليات واقعات را طى روزنامهء يوميهء خود نوشته است و سفرنامه‌هاى آن مرحوم است و سفرنامه معتمد الدوله فرهاد ميرزا . به واسطهء بدبختى ملت ايران ، مطالب مفيد و خطاهاى دولت و رجال دولت و شخص سلطنت را ، در هيچيك از اين‌ها ثبت نكرده‌اند . فارسنامهء حاجى ميرزا حسن حكيم ، آنچه را مطلع بوده تا يك اندازه بىغرضانه نوشته است ؛ جز در مادهء فرهاد ميرزا معتمد الدوله كه در چند جا اغماض كرده است ، و در نسب خانوادهء حاجى قوام الملك هم تملقا خلاف واقع نوشته است . ديگرى به واسطهء بىاطلاعى است ، زيرا كه تا طلوع كوكب اقبال فرهاد ميرزا و اويس ميرزا پسرش كه تقريبا در سنهء 1294 شروع شد ، آن حكيم دانشمند چون به طبابت و معالجه و منادمت سلطان اويس ميرزا احتشام الدوله پسر معتمد الدوله اختصاص يافت ، از اخبار و واقعات و امور دولتى بالطبع اطلاعى حاصل نكرد . اولا اخبار معاصرين را تا آن سال ، از اخبار سوقه و طلاب و تجار و متوسطين
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 349 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه