تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
كه ، منظور نظام السلطنه چيست ؟ جواب دادم ، دو چيز . يكى آن‌كه پنجاه و پنج هزار تومان بنا بود از بابت طلب من بدهيد . اگر پول نقد نداريد ، يك خالصه در عوض بدهيد . ديگر آن‌كه رفع شر و شلتاق ترك‌ها را از من بكنيد . جواب داد ، چون دولت پول ندارد ، نخواهد داد . كسىكه با من مراوده داشت ، علاء الدوله بود ، به واسطهء دل‌تنگى كه از عزل حكومت استراباد داشت . او سپهسالار و آصف الدوله را واداشته بود به توسط ؛ يك دو دفعه رأى دادند كه حكومت استراباد را قبول بكنم و بروم . چون من مىدانستم كه از حكومت آنجا حاصلى نخواهد شد و به‌علاوه جائى است كه به اندك بىميلى صدر اعظم و رجال دولت ، مال و جان و آبروى حاكم به هدر مىرود ، قبول نكردم . عاقبت ديدم از آذربايجان وليعهد و در تهران حكيم الملك و عين الدوله ، نخواهند گذاشت براى من كارى ساخته شود و شاه هم چون از خود رأى و تميزى ندارد ، مستهلك در ادارهء اين اشخاص است ، و صدر اعظم هم مقيد نيست ، بلكه مىخواهد من از حيز اعتبار بيفتم . بارى ، خسته هم شده بودم . در پانزدهم بناى عروسى پسرهاى صدر اعظم بود و آن خانه هم زنانه مىشد ، لهذا راضى شدم بيرون بيايم . به اصرار امين السلطنه يك خرقهء خزى كه به مراتب بدتر از كفن بود ، به عنوان خلعت براى من از اعليحضرت گرفتند و من از آن منزل شوم ، بيرون آمدم . معين التجار بوشهرى كه با امين السلطنه رفيق و به صدر اعظم محرم بود ، صلاح در اين ديد كه هزار تومان به اسم كمك خرج عروسى به صدر اعظم بدهم و هزار تومان هم به امين السلطنه . در مدت توقف آنجا ، مرحوم عضد الدوله دو دفعه به ديدن من آمد و در همان بين ، مريض شد و به رحمت خدا رفت . دو دختر ميرزا اسماعيل خان امين الملك را براى دو پسر صدر اعظم كه ميرزا عبد الله خان و ميرزا احمد خان بودند ، عقد كردند . ميرزا عبد الله خان نمىخواست و خيالش اين بود كه دختر معير الممالك را بگيرد . پدرش راضى نشد و سپهسالار را واسطه كرد . ميرزا عبد الله خان تسليم شد . عاقد ، آقا سيد على اكبر مجتهد تفرشى بود . در روز پانزدهم عقد كردند . از روز شانزدهم عروسى مفصلى شد كه از خارجه و داخله و روز و شب ، همه از مدعو و غير مدعو بودند . من هم همه روزه بودم . بعد از آن هم در ماه رمضان ، گاهى شب‌ها منزل صدر اعظم مىرفتم . ديگر رفتن دربار و پيش شاه ، به كلى موقوف شد . پاره‌اى از آشنايان ، گاهى ديدوبازديدى مىكردند . در اين سال ، مجد الدوله حاكم كرمانشاهان و علاء الملك بعد از عزل از سفارت اسلامبول ، حاكم كرمان ، و شعاع السلطنه حاكم فارس و ظهير الدوله حاكم مازندران و نير الدوله حاكم خراسان و مظفر السلطنه حاكم همدان و عضد السلطان حاكم عراق و سلطان على خان حاكم يزد بود كه از جانب خود برادرش را فرستاده بود .

دسته‌بندى درباريان عليه امين السلطان

باز در ميان رجال دولت دسته‌بندى بود . حكيم الملك جمعى را با خود متفق در
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 297 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه