يا آذربايجانى ، به واسطهء طول توقف ، وليعهد خودش و اجزائى كه داشت ، مستحيل ترك شده بود ؛ مثلا عين الدوله پسر عضد الدوله سلطان احمد ميرزا بود و سلطان على خان پسر محمد خان از خانوادهء تقى خان يزدى ، حكيم الملك پسر ميرزا على نقى بروجردى طبيب ، بهمن ميرزا حاجب الدوله پسر محمد رضا خان دولو قاجار ، آصف السلطنه پسر مهدى خان قاجار دولو برادر محمد رضا خان كه هردو پسر محمد باقر خان بيگلربيگى بودند ، مغرور ميرزا موثق الدوله اولاد صدر الدوله از نوادههاى حاجى محمد حسين خان صدر اصفهانى . فقط ترك خالص از معارف ، حسين پاشا خان امير بهادر پسر محمد صادق نوادهء حاجى كاظم خان تفنگدار قره باغى بود . از اهل عراق احدى در حضور شاه مطبوع نبود ، جز اقبال الدوله كاشى ميرزا محمد خان پسر ميرزا هاشم خان امين الدوله و مهدى خان كاشى پسر فرخ خان امينى كه به واسطهء مسخرگى و اعمال و حركات شنيع ، مطبوع طبع شاه مرغوب شده بودند و خصوصا مهدى خان كه در اين كار يد طولائى داشت و با حكيم الملك خلطه و رابطهء كامل بهم رسانيده بود .
به هرحال در سفر ييلاقات ، متصل از شهر راپرت مىنوشتند كه ، لايحه به منازل و معابر از معايب صدر اعظم مىاندازند . ملك التجار كه از هواخواهان صدر اعظم بود ، راپرت مىنوشت . حكيم الملك و مهدى خان وزير همايون ، در اردو بودند ، ولى سلطان على خان و جمعى هم از همراهان آنها در شهر بودند . عين الدوله هم كه حاكم تهران بود ، با سپهسالار برادرش كه هردو از هواخواهان صدر اعظم بودند ، درصدد بودند كه معلوم كنند ، اين لوايح را كيست مىنويسد و مىاندازد . در مراجعت از سفر ، آمديم به شميران . در شميران محقق شد كه مباشر اين عمل ، موقر السلطنه حبيب الله خان پسر عبد الله خان كشيكچى باشى اسبق داماد شاه و مهدى خان وزير همايون و قوام الدوله بودهاند . مهدى خان را محترما با ابو القاسم خان برادر اعيانى او كه پدرش حبيب الله خان خبير الملك بود ، به كاشان بردند . قوام الدوله را هم كه معيت داشت ، او را هم گرفتند حبس كردند و مطالبهء هشتاد هزار تومان كردند به اين عنوان كه او در وقت حركت شاه به سفر فرنگ كه استقراض كلى شده بود ، طلبى از بابت فاضل وزارت گمرك داشت كه از دولت گرفته بود ؛ گفتند طلب نداشته است ، بايد پس بدهد . در دادن هشتاد هزار تومان ، سختى كرد . او را سوار قاطر برهنه كردند ، زنجير كرده آوردند شهر و بناى شكنجه گذاشتند . هشتاد هزار تومان را بانضمام ده هزار تومان خدمتانهء حاجب الدوله از او گرفتند و او را هم به عراق فرستادند . موقر السلطنه را هم قدرى اذيت كردند كه رفقاى ديگر را تعداد كند . با هركس كه عين الدوله و امير بهادر و حاجب الدوله عداوت داشت ، متهم كردند ؛ ولى قدرت مذاكرهء اسم حكيم الملك را كه مؤسس بود ، نداشتند .
بعد از انجام اين كارها ، باز تركها مرا دنبال كردند به مطالبهء طلب ناصر السلطنه و چند فقرهء ديگر كه تقريبا شش هزار تومان مىشد و وليعهد از تبريز تصديق نوشته بود . اما تا از خاطر فوت نشده است ، تفصيل عمل قوام را بنويسم .
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
ص٢٩٣