بليارد را مىدانند .
چهل روز سفر ما طول كشيد . از معارف در اين سفر ، حكيم الملك و حاجب الدوله و موثق الدوله ناظر و ميرزا محمد خان وكيل الدوله و موثق الملك صندوقدار و سيد بحرينى - كه شرح حال او جداگانه نوشته مىشود - و صدق السلطنهء تحويلدار نظام و آصف السلطنه صاحب جمع ، و وزير همايون و وكيل السلطنه برادر صدر اعظم و امين السلطنه داماد صدر اعظم ( تحويلدار صرف جيب ) و امير بهادر جنگ كشيكچى باشى بودند . من هم جز وقت شام كه رسم آنها در چهار ساعت و پنج ساعت از شب رفته بود و من در ساعت سه مىخوابيدم ، ساير اوقات حضور داشتم . در سوارىها هم بودم . هر روز هم از شهر راپرت مىرسيد كه اعلانى بر ضد صدر اعظم به ديوارها چسباندهاند . محرك على الظاهر معلوم نبود ، ولى به اشاره و اذن حكيم الملك بود .
دستهبندىهاى درباريان عليه امين السلطان
اين اوقات ، جمعى بر ضد صدر اعظم اتفاق داشتند . مؤسس ، حكيم الملك بود و مهدى خان كاشى وزير همايون . قوام الدوله و چند نفرى شركت داشتند . سلطان على خان وزير بقايا همچون داعيهء وزارت ماليه داشت و صدر اعظم هم به واسطهء حب مفرطى كه نسبت به ميرزا حسين وزير دفتر پسر ميرزا هدايت وزير دفتر كه از طرف پدر ، پسر زادهء عمو و از طرف مادر ، همشيرهزادهء مرحوم مستوفى الممالك است ، داشت و او را در مقام خود تسليم صرف مىدانست - وقتى هم كه صدر اعظم را به قم برده بودند ، از كار دفتر استعفا داده بود و از خانهء خود بيرون نمىآمد - به اين جهات نمىخواست احدى جز او وزير دفتر باشد . سلطان على خان هم به واسطهء تقربى كه در حضور شاه داشت و مادرش هم - دختر سكينه خانم معروف كه فضائل بسيار داشت - به شاه و اغلب خانوادهء سلطنت ذكورا و اناثا استيلا داشت و پسرهايش هم در خلوت تقربى داشتند ، و خودش هم در مزاج شاه ، بعد از حكيم الملك و عين الدوله ، استيلائى داشت ، با مخالفين صدر اعظم يكى و متحد بود .
در همين اوقات ، مهدى قلى خان مجد الدوله كه پسر عيسى خان اعتماد الدوله است و دو دختر شاه زن او بودند كه هردو مردند - يكى فخر الدوله و يكى واليه - و بعد ، دختر نايب السلطنه را از بطن سرور الدوله دختر مرحوم حسام السلطنه گرفت كه او هم مرد ، به واسطهء اين سه زن و امساك مفرط ، ثروتى كلى داشت ، حاكم كرمانشاهان شد . اقبال الدوله بعد از سه سال حكومت ، معزول و احضار شد . علاء الملك چون از سفارت اسلامبول معزول شده بود ، حاكم كرمان شد . عين الدوله و سپهسالار و امير بهادر ، اظهار خصوصيت به صدر اعظم مىكردند .
كار رجال دولت ، دستهبندى و مخالفت با يكديگر بود . از اول جلوس اين شاه ، تمام معارف دولتى به دو دسته منشعب بودند : دستهء ترك ، يعنى كسانىكه با اين شاه در مدت سى و هفت سال وليعهدى ، در آذربايجان بودند . اعم از اينكه عراقى الاصل بودند