تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
فروخته بودند و من در آنجاها از قرار خروارى شش تومان و هفت تومان فروختم و عوض آن را در آذربايجان جنس از چهارده تومان الى بيست و پنج تومان خريدم و به خبازخانه دادم و ضرر اين پنج هزار را از كيسه داده‌ام . سعيد خان مشير السلطان پيشخدمت ( پسر ميرزا صادق خان ، مشاراليه پسر ميرزا جعفر خان مشير الدولهء ترك گرمرودى مهندس و مادر سعيد خان مشير السلطان ، دختر تهماسب ميرزا مؤيد الدوله است ) را مأمور كردند كه بيايد در منزل من بنشيند و تفاوت را از من بگيرد . غروب آفتاب مشير السلطان وارد شد . قرار دادم كه صبح تفاوت را بدهم . وقت اذان صبح ، سالار معظم را خبر كردم . سوار شديم آمديم قيطريه ، در منزل صدر اعظم بست نشستيم . بعد از دو سه روز تحصن ، قرار به اجلاس و رسيدگى شد . من هم به ملاحظهء نزديكى به قيطريه ، در قريهء قلهك منزلى كرايه كردم . خانه‌اى بود كه ابتدا ملكى رئيس زردشتىها بود و بعد از بابت طلب به ارباب جمشيد منتقل شده بود .

اعطاى حكومت بنادر به رضا قلى خان

صدر اعظم به خيال تغيير حكومت بنادر افتاد ، از من مشورت كرد ؛ جواب دادم كه ، اول پسر قوام الملك شايستهء اين كار است . از او اگر بگذرد ، سالار معظم از ديگران بهتر است . چون آن اوقات قوام الملك - به تفصيلى كه جداگانه نوشته‌ام - از شاهزاده شعاع السلطنه فرارا از شيراز به تهران آمده بود و در رستم‌آباد منزل داشت ، به ملاحظهء رنجش شعاع السلطنه كه نگويد محرك قوام الملك صدر اعظم بوده است و حالا هم پسر او را حاكم بنادر كرده است ، صلاح در حكومت او نديد . از طرفى ، خواست مرا هم ممنون كند كه اين ترتيبات كار آذربايجان ، دخلى به من نداشت و از سعايت حكيم - الملك و وليعهد و ترك‌ها شد . به من گفت كه ، اگر با اين حالت ، هيچ‌يك از خانوادهء شما داخل كار دولت نباشد ، شيرازهء كارهاى شما از هم متلاشى مىشود . حكومت بنادر را به سالار معظم داد ؛ عرض كرد و مقبول افتاد .

سفر پشتكوه و لار و امامه

در اين بين ، شاه عازم سفر پشتكوه و لار و امامه شد . من هم اضطرارا براى آن‌كه متهم به معيت مخالفين صدر اعظم نشوم ، به اذن خود صدر اعظم ، با بنهء مختصرى همراه او رفتم . در باطن خيالم اين بود بلكه ، بتوانم عوض طلبم را از ديوان يا از املاك خالصهء خراب يا حكومتى بگيرم . مجلس اين صدر اعظم هم از طلوع آفتاب تا سه ساعت از شب رفته ، در سفر و حضر ، شكل غريبى داشت . دسته دسته و جوخه جوخه از عملهء خلوت و رؤسا نشسته ، مشغول قمار نرد و آس و طرم و شطرنج بودند . ولى در حضر اغلب خود او در شبانه روز ، به قدر سه چهار ساعت متصل مشغول بيليارد بود كه اخلاف ما به واسطهء رابطه با فرنگىها ، لغت