پيغام به وليعهد
در جواب آن گلهها ، اگرچه حرف صحيح داشتم ، كتبا چيزى ننوشتم ؛ ولى پيغام زبانى دادم كه ، الصاق تمبر اگر سوء ادبست ، چرا علاء الملك و ارفع الدوله پاكتهاى مرسوله را كه به عنوان شما است ، تمبر الصاق مىكنند ؟ شاطر را هم من از سفر حكومت اول عربستان داشتهام ؛ حتى محمد ابراهيم خان نورى نظام الدوله ، به مناسبت يك سال حكومت كردستان ، در شهر تهران هم شاطر سرخپوشى داشت . من وقتىكه به تبريز آمدم ، محض احترام شما ، لباس آنها را آبى كردم . وقتى هم كه با شما در سوارى بودم ، آنها را جلو نمىانداختم . اما در صف نشستن ميان مسجد كه پانصد نفر معمم و مكلا نشستهاند ؛ مجلس سلام و حضورى نبود كه من بيايم در جلو بنشينم ، در يك گوشه داخل ملاها ، من هم نشستم . محبس در جميع ولايات معمول است ؛ حتى در مركز سلطنت ، حاكم تهران ، وزير تهران ، بلكه رؤساى ادارات هم محبس دارند . وقتىكه كسى مقصر دولتى شد ، آنوقت به انبار دولت مىفرستند . تمام پيشكارهاى سابق آذربايجان داشتهاند . اما در باب لفظ « صحيح است » كه در ذيل نوشتجات خودم مىنوشتم ؛ تمام تجار هريك در ختم نوشتهء خود ، اين لفظ را امضاء مىكنند . نهايت ، سلاطين و وليعهدها در صدر مىنويسند . من اگر در ارقام كه به مهر و صحيح شما مىرسيد اين لفظ را مىنوشتم ، سوء ادب بود . من در دو سال توقف آذربايجان ، موقع خلوت و جلوت ، تنها يا با جمعيت ، اگر روزى ده دفعه هم به حضور شما آمدم ، اول در وسط فضا تعظيم مىكردم و مىايستادم . بعد كه اذن آمدن بالا مىداديد ، جلوى ارسى مىآمدم و تعظيم ديگر مىكردم و بعد كه احضار به اتاق مىكرديد ، مىآمدم . تا يك نفر در اتاق بود ، هرچه اصرار مىكرديد ، نمىنشستم و حال آنكه هيچيك از پيشكارها ، اين احترام را نكرده بود . تمام بزاز و تاجر و بلور فروش تبريز ، يكسر داخل اتاق مىشدند ، بلكه مرحوم حسن على خان امير نظام ، با كالسكه تا پاى پله مىآمد . اين بهانههاى بىاساس بىمزه ، لايق مقام من و شما نيست . اين تهمتى كه مىگوئيد به شاه گفتهام كه سالى دويست هزار تومان وليعهد مداخل دارد ، بر ابطال آن ، اسناد كتبى در دست دارم . از حسن اتفاق ، يازده رقعهء دولتى داشتم كه در ظرف دو سال از قرض و نبودن دخل و زيادى خرج وليعهد نوشته بودم . حتى نوشته بودم ، مرحوم نايب السلطنه ، آذربايجان و همدان و گروس را داشت ، يزد و كرمان و خراسان را هم علاوه كردند . اگر دولت ، گيلان يا كردستان را ضميمهء آذربايجان نكند ، امر معاش وليعهد صعب است . از تهران هم در همان رقعجات جواب نوشته بودند . وقتىكه از سلطنتآباد مراجعت كردم ، دادم روز ديگر سالار معظم برد به توسط بنان السلطنه رساند .
به هرحال به ملاحظهء عقايد سخيفهء مردم كه اين وجود ، بالمآل سلطان ايران است و ايران هم قانونى ندارد و سلاطين مالك الرقابند ، تكليف مدلل داشتن صحت عمل و برائت ذمه بود ؛ و الا آنچه بايد وليعهد نكند ، به همدستى حكيم الملك و ناصر السلطنه ، بلكه عين الدوله كه با آنها ضديت داشت ، كرده بودند و ديگر اين اقدامات حاصلى