تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
فرستادم . اين‌قدر شعور و انسانيت داشت كه جواب ننوشت و به ديدن هم نيامد . به‌علاوه از نوكرهاى من ، يعنى بيان الممالك منشى و ميرزا حبيب الله منشى باشى و مرآت الممالك ، قريب سيصد تومان از محل‌هاى آذربايجان مواجب برده بودند ؛ آن‌ها را هم قطع و در حق خود امير نظام و ميرزاى او برقرار كردند .

حكومت تهران

اين مطلب از قلم افتاده است كه در سنهء 1317 كه من به آذربايجان رفتم ، بعد از من ناظم الدوله برادر نظام العلما كه از خواص دوستان صدر اعظم بود ، حاكم تهران و عين الدوله حاكم عربستان و لرستان و بروجرد شدند و آصف الدوله حاكم كرمان بود . آصف الدوله را بعد از رفتن من معزول كردند و كرمان را به مرحوم حسن على خان امير نظام گروسى دادند كه رفت و اقامتش طولى نكشيد . بعد از ورود آصف الدوله و قبل از حركت شاه به سفر فرنگ ، اول ناظم الدوله ميرزا اسد الله خان به ناخوشى فلج مبتلا شد و اذن سفر فرنگ گرفت . بنا به اعتمادى كه صدر اعظم به آصف الدوله داشت ، خصوصا اتحاد و خصوصيتى كه وجيه الله ميرزا سپهسالار در طفوليت با او حاصل كرده بود ، آصف الدوله را حاكم تهران كردند . چون صدر اعظم مىخواست شاه را به فرنگ ببرد ، تدبيرش اقتضا كرد كه حاكم تهران از اصدقاى او باشد . به‌علاوه چون اعتماد كاملى به وجيه الله ميرزا ( امير خان سردار ) داشت و ما بين امير خان سردار و آصف الدوله اتحاد غريبى بود ، براى آن‌كه در غياب شاه با حاكم تهران و وزير جنگ همدست باشند و مردم به واسطهء استقراض چهل كرور ، فتنه توليد نكنند ، او را حاكم تهران كردند ، با اضافاتى كه هيچ‌وقت جزء حكومت نبود . حكومت ولايت‌خوار و خالصجات و تمام ايلات دار الخلافه كه هداوند و سيل سير و قراجورلو و عرب ميش مست و طوايف مهاجر فارسى و انبار ديوانى كه هريك از اين‌ها يك ادارهء مخصوصى بودند ، تماما جزء حكومت آصف الدوله شد . وقتىكه شاه به سفر فرنگ رفت ، اسما به تصويب حكيم الملك ، شعاع السلطنه را حاكم تهران كرده بودند و محمد باقر خان سردار كل را براى پيشرفت كار امير خان سردار و در باطن به خيال آن‌كه عوض من در آذربايجان بگذراند ، همراه اردو آوردند . وزرا را هم بزعم حكيم الملك ، دستورالعمل دادند كه به شعاع السلطنه ابدا دخالت در كارى ندهند و فقط اسم نيابت داشته باشد . روزهاى رسمى سلام بنشيند . براى اداره كردن خبازخانهء شهر ، صد هزار تومان اشرفى از خزانه بيرون آوردند و به آصف الدوله دادند و شاه به طرف آذربايجان حركت كرد . به ترتيبى كه براى هيچ‌يك از حكام سلف ، حتى كامران ميرزا نايب السلطنه هم در عهد شاه شهيد نشده بود ، بلوك خوار و ايلات خمسهء دار الخلافه ، انبار ديوانى و خالصجات را تمام ضميمهء حكومت او كردند . با وجودى كه صد هزار اشرفى از بقيهء تلفات خزانه در خزانه باقى بود و براى ادارهء خبازخانه به او داده بودند ، از عهدهء نظم
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 286 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه