تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
تو را از خدمت آذربايجان معاف كنيم ، كمال رضايت را هم از خدمات تو داريم . طلبى هم كه از بابت مخارج اردو و حوالجات ما دارى ، صورت بنويس كه بگويم صدر اعظم بدهد . من دانستم كه واقعيت ندارد ، زيرا كه حالت سلوك شاه و حكيم و دستهء او گواهى مىداد . ساعت عبور از ارس ، ابدا اظهار رضايت از زحمات هفت ماههء من نكرد و همه را گفت ، وليعهد خوب خدمت كرده و راه رفته و متوقفين را راه برده ، حاجب الدوله هم در نظم بازماندگان خيلى زحمت كشيده است . خلاصه به صدر اعظم گفتم ، خودت هم مىدانى كه اين جواب واقعيت ندارد . حالا از بابت نان تا آخر سال شهر اطمينان ندارند و من هم تهيهء جنس را به هرترتيبى داده‌ام . مىخواهند اولا بعد از ورود تهران ببينند كليهء كار شما و ادارات دولتى چه خواهد شد ، ثانيا امساله را هم عمل خبازخانه بىسرو صدا بگذرد ، بعد دست به كار من بزنند . اگر وليعهد بداند كه من ماندنى هستم ، اسباب شورش ، بلكه قتل مرا بدون شورش فراهم مىآورد كه شب يا در معابر يا در منزل خودم مرا بكشند و بگويد از بس كه نسبت به مردم بدسلوكى كرده بود ، بستوه آمده بودند ، نمىدانم قاتل كيست . ولى شاه در جزو در اندرون ، محرمانه به وليعهد سربسته وعده كرده بود كه ، امساله را بگذرانيد ، در سال نو ترتيبات ديگر در نظر داريم . صدر اعظم انتظار داشت بنا به رضاجوئى سپهسالار كه محمد باقر خان سردار كل در تهران نباشد ، بعد از ورود تهران اگر كار صدارتش تغيير نكند و مستقل شود ، محمد باقر خان سردار كل را به پيشكارى آذربايجان بفرستد .

يأس امين السلطان از صدارت

بعد از ورود شهر ، سه روز ماندند . باز شاه فرصت بازديد از علما نكرد . صدر اعظم به بازديد چند نفر رفت . به هركس خلعتى دادند ، از جمله به وليعهد قباى نظامى كه دكمه و پيش سينهء او جاى بغل ، جيب به طرز چركس لعل بود . به من هرچه خواستند چيزى بدهند ، قبول نكردم . عاقبت در منزل ميانج ، دستخط و برات قلمدان مرصع دادند . در همانجا كه در حقيقت صدر اعظم از كار خودش مأيوس بود ، در كالسكه كه با هم بوديم ، به صيغه‌هاى مغلظه قسم گفتم كه ، من در آذربايجان نمىمانم و اگر وليعهد بداند خيال توقف دارم ، مرا تلف مىكند ؛ من از جانم نمىترسم ، بلكه در تاريخ دنيا خواهد ماند كه اهالى از سوء سلوك ناچار به قتل او شدند . جواب داد كه ، شما دست و پاى حساب‌هاى نقدى و جنسى خود را جمع كنيد . جنسى كه در انبار داريد ، به مصرف برسانيد . پولى كه از بابت طلب حواله كرده‌ايم ، از گمرك بگيريد . در ظرف حالا الى نيمهء شوال ، از اين كارها فارغ شويد . من شما را احضار خواهم كرد . ولى مىدانيد كه توقف شما در تهران صحيح نيست ، زيرا كه مردم نه شما را از من و نه مرا از شما آسوده نمىگذارند . من در ظرف اين سه ماه ، اسباب عزل ركن الدوله را فراهم مىآورم و شما را بعنوان ايالت خراسان احضار مىكنم . ديگر از مشيت خداوند مسبب الاسباب خير نداشت كه
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 279 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه