مىشوم ، اذن ندادند . صدر اعظم نوكرهاى شخصى خودش را خواست به تهران عود بدهد ، مرخص نكردند .
ملاقات حسين قلى خان با امين السلطان
شبى كه فردا بناى حركت بود ، صدر اعظم گفت ، من حمام نرفتهام و از شما هم ديدن نكردهام ؛ امشب مىآيم منزل شما ، ولى احدى نباشد . من هم اسباب پذيرائى فراهم كردم . دو ساعت از شب رفته ، آمد رفت حمام . در سر سفره غير از من و سالار ، كسى نبود .
در ساعت نه شام خورد و رفت . صبح كه حركت كرديم ، در سر پل آجى كالسكه سوار شديم . در ميان كالسكه ، قرآن كوچك چاپى از بغل بيرون آورد و گفت ، من ديشب اين قرآن را آورده بودم كه با شما قسم بخورم و طرفين از هم مطمئن شويم ؛ چون سالار حضور داشت ، خجالت كشيدم . به اين قرآن كه ، هرچه از شما در دل داشتم ، بيرون كردم و بعد از اين با شما خيانت و بدى نمىكنم . خواهش كرد كه يك مجلس با وليعهد در خلوت كنار بيايند ، زيرا كه اطباء گفته بودند ، مرض شاه معالجهپذير نيست . آن مجلس را هم شب در كنار ارس فراهم كردم . وليعهد آمد منزل او . ولى من براى سهولت صحبت آنها ، برخاستم . هرقدر اصرار كردند كه ، تو محرم هستى بمان ، قبول نكردم ، آنها آمدند و عهد و ميثاق كردند . بنان السلطنه چون محرم بود ، اطلاع داشت . در تبريز به من حمايل آبى و نشان تمثال دادند . تا آن روز هم به احدى تمثال اين شاه داده نشده بود . به وليعهد هم قدارهء مرصع دادند . چون حسين قلى خان والى پشتكوه كه سردار اشرف بود ، مرده بود ، وليعهد لقب او را براى سالار معظم خواست . صدر اعظم به ملاحظهء لفظ اشرف راضى نشد و مصالحه به سردار مكرم شد .
حركت از تبريز
روز چهارم از تبريز حركت كردند ؛ آمديم به صوفيان ، شاه در قهوهخانه منزل كردند . آمديم مرند ، عمارت متفرقه بود ، منزل شد . آمديم به گلين قبه ، در دكان بقالى منزل شاه شد . « 80 » آمديم كنار ارس ، در سردر تلگرافخانه منزل شاه شد . همان شب باران شديدى شروع كرد ، به قسمى كه ديگر از چادرى به چادر ديگر ، آمدوشد ممكن نبود . سيورسات يك روزه را دو روز تقسيم كرديم . فرداى آن روز در همان باران و سيل و آن زمين پرخاك كه درياى گل شده بود ، شاه از آب گذشت . من از شدت اوقات تلخى ، از آب نگذشتم و شاه هم حكم كرد كه ، اردو و حرم حركت نكند ، زيرا كه شب روسها آتشبازى مىكنند ، آنها تماشا كنند . در حالتى كه تمام چادرها را سيل انداخته بود و مردم هرج و مرج شده كوچ كرده بودند ، حاجب الدوله را حكم كردند بفرستد
هامش
( 80 ) - جهت اطلاع بيشتر به سفرنامه مظفر الدين شاه رجوع كنيد .