تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
گذاشتند . مردم پول را كه پيش مىديدند و اختيار نرخ با خودشان بود ، ملزومات دو روزه را به فاصلهء چهار ساعت حاضر كردند و دو مساوى قيمت ، وجه نقد گرفته بودند . جلوى اردو كه رسيد ، همه چيز موجود بود . شب تاسوعا وليعهد از شهر آمد . من تا خارج باسمنج استقبال كردم . سالار هم در ركابش بود . از بابت سيورسات پرسيد ، اطمينان دادم كه در كمال خوبى دو روزه پرداخته شد . در همان كالسكهء خودش نشستيم . وارد شديم ، او رفت به حضور و من آمدم منزل .

انتقاد از مظفر الدين شاه

رسم اين شاه اين است كه اولا بنا به عادتى كه از اول عمر كرده است ، در خانه‌هاى كثيف و پر كك و كنهء دهات منزل مىكند . بهانه‌اش اينست كه ، چون مبتلاى رماتيسم هستم ، چادر و آلاچيق به مزاجم سازگار نيست . و اگر مجبورش كنند ، صبح آن شب كه از خواب برخاست ، كسالت جعل مىكند . مكرر در منازل جا نبود ، در ميان دكان‌هاى بقال ده يا قهوه‌خانهء كثيف كه معبر عام بود ، منزل مىكرد . رسم ديگرش اينست كه وليعهد را شب بايد نزد خود نگه بدارد و حرف‌هاى لغو بگويد . از حرف تاريخى و دولتى و تمدن و شرايط سلطنت ، كسل و منزجر مىشود . بارى ، روز تاسوعا علماى شهر آمدند منزل من ؛ دسته دسته آن‌ها را بردم حضور . در حضور هم معمولش اينست كه صندلى را در وسط اتاق مىگذارند . دور اتاق را عملهء خلوت كه متجاوز از پنجاه نفرند ، احاطه مىكنند ، به قسمى كه واردين بايد دو صفه بايستند . خلوتىها كه همه ترك بودند ، فرصت معرفى و صحبت به من و صدر اعظم نمىدادند . اگرچه خود شاه به واسطهء طول مدت توقف آذربايجان ، با فردا فرد آن‌ها خصوصيت مخصوص و رفاقتى گستاخانه داشت . در اينجا ارفع الدوله كه در ازاء استقراضى كه ريشهء دولت ايران را قطع و كيسهء صدر اعظم و وزير خارجه و خودش را آباد كرد پرنس شده بود ، آمد و از شدت عزيزى و احترام ، در منزل خود صدر اعظم منزل كرد و از آنجا به منزل من هم براى ديدن آمد . قدرى محبت داشتيم . جوان خوش تقرير زرنگ خوشروى خوش خلق همه فن حريفى بود ؛ اگرچه صدر اعظم شرح حال او را در سفر سوم فرنگ شاه شهيد ، به من محرمانه گفته بود كه براى صدر اعظم زن‌هاى خوشگل مطبوع در اغلب نقاط تلحيف كرده بود . به هرحال روز يازدهم رفتيم به شهر . سالار هم كه رئيس كل قشون آذربايجان بود ، نظام و سواره را به ترتيب از باغ صاحب ديوان الى شهر ، در دو طرف حاضر كرده بود . براى استقبال قونسول‌هاى خارجه ، هرقدر سعى كرديم كه باغ صاحب ديوان بهتر است ، مقبول نيفتاد . در حالتى كه ابدا چادر و دستگاهى در خلعت پوشان قديم نزده و فقط آفتاب‌گردانى براى ناهار آنجا زده بودند ، آن نقطه را تعيين كردند . يك عيب عمده اين بود كه چون صدر اعظم كارش به واسطهء سعايت حكيم الملك و دستهء او پيشرفت و رونقى نداشت ، هرچه صدر اعظم مىگفت ، بر ضد او رفتار مىكردند . چادرپوش كوچكى از من با پستخانه از عقب رسيد . صارم السلطان كه فراشباشى من بود ، آورد در پهلوى