خارجه بىاعتبار شده بود ، زيرا كه قبل از اقدام به اين فقرات ، مردم به توهم آنكه ناصر الدين شاه پادشاه ممسك طماعى بود و در ظرف پنجاه سال سلطنت به آن بخل و امساك ، البته پنجاه كرور اندوخته در خزانه دارد ، بودند . از جمله امساكهاى شاه اين بود كه ماهى سه هزار تومان صرف جيب داشت ؛ از اين سه هزار تومان . اقلا ماهى هزار تومانش را اندوخته و ذخيره مىكرد . تقديماتى كه در مواقع مخصوص از قبيل اعياد و تلگرافات حضورى از ولايات مىرسيد ، اصل تنخواه را پول سفيد مىگرفت و بعد مىگفت كه ، چون تقديم بايد مسكوك طلا باشد ، تفاوت صرف طلا و نقره را هم بدهند ، و آنرا هم جداگانه مىگرفت . از اين قبيل امساكها و صرفهجوئىها داشت كه نمىتوان نوشت .
پيرزن روستائى و گله از شاه
يك روزى در سنهء 1311 در ركابش به كلاردشت رفته بوديم . جمعى از زنهاى دهات سر راه آمده بودند ؛ پيرزنى به شاه گفت ، اوايل كه مىآمدى به اين صفحات ، به ماها نفرى يك پنج هزارى طلا مىدادى ، بمرور دو هزارى طلا شد و بعد دو هزارى نقره .
دو سال قبل يك قران دادى و امسال نفرى دو عدد شاهى سفيد . شاه خنديد و گفت ، بمرور به يك شاهى پول سياه مىرسد .
مسئلهء استقراض
بارى برويم سر مطلب . در اواسط صدارت مرحوم امين الدوله ، اتفاق آراء به قرض عمدهاى كه بالغ به ده كرور باشد شد . جمعى را از خارجه و داخله دلال قرار دادند ، مثل نريمان خان قوام السلطنه وزير مختار اتريش و نظر آقا وزير مختار فرانسه و مسيو كتابچى مدير سابق گمركخانهها و علاء السلطنه وزير مختار انگليس . به هرجا دستاندازى كردند ، دولت انگليس اخلال كرد كه شايد از خود آنها استقراض شود . از آن طرف هم وزير مختار آنها ( دوراند ) مرد بدخلق و متكبر مغرورى بود و نسبت به رجال و شاه نيز سوء سلوك داشت و براى اين استقراض ، شرايط صعب تعيين كرده بود . حتى سيصد هزار تومان كه در اواخر صدارت مرحوم امين الدوله قرض دادند ، گمركات جنوبى فارس را بيع شرط گرفتند كه خودشان ضبط و مداخله كنند و به اين دستاويز ، دو عراده توپ و صد نفر سرباز از كشتى به گمرك آوردند كه ، ما بايد احتياط حفظ گمرك و عملجات را بكنيم ؛ مردم ايران بىتربيت و وحشى هستند ، مبادا حركت موحشى بكنند .
بههرحال قرض صورت نگرفت .
بعد از عزل امين الدوله ، سى چهل روزى كه تعيين صدر اعظم و رئيس كل نشده بود ، حكيم الملك و مشير الدوله باز با سفارت انگليس حرف مىزدند . كلنل پيكو كه نايب اول و مرد زرنگ كثير المخالطه و مراوده با ايرانىها بود ، نزديك به انجام كرده بود و قرار هم داده بودند بيست هزار ليره به مشير الدوله و ده هزار ليره به حكيم الملك