تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
بيست و شش كرور از دولت روس ، عازم سفر فرنگستان شد . در اينجا لازم است كه شرح قرض را اجمالا بنويسم . بعد از قضيهء عمل رژى تنباكو كه امتياز او را به كمپانى انگليس داده بودند ، اساس آن عمل را كمپانى طورى چيد كه در تمام خاك ايران ، حكومت مقتدره بهم رسانيد ؛ مثلا در تمام مزارع از سرحدى و گرمسيرى ، هرجا زراعت جنس تنباكو ميسر بود ، تمام را به رعيت سرمايه مساعده مىداد كه براى او زراعت كنند و حق مالك و ارباب را او بخرد . ولى ديگر وجها من الوجوه مالك و حاكم ، قدرت استيفاى حق خود را از رعيت نداشتند . در هرشهر وديهى ، از فراش و سوار براى ضبط و ربط و نظم و رسيدگى براى اين كارها ، به مواجب‌هاى گزاف استخدام مىكردند و يك نفر رئيس براى هرطبقه مشخص شده بود به مواجب گزاف و يك نفر مدير كل براى ادارهء رژى آن شهر و بلوكات . تمام اين‌ها در تحت حمايت رژى بودند و مفتش داشتند كه تنباكو را ندزدند و پنهانى خريد و فروش و استعمال نشود . حتى در جميع بنادر و جزاير ، اين اجزاء معين شده بودند . عرصه بر مالك و كسانى كه استعمال تنباكوى قليانى و چپقى و سيگارى مىكردند ، تنگ شد . مأمورين دولت روس هم تحريض فتنه مىكردند . دولت و صدر اعظم ، كمال همراهى و تقويت فوق‌العاده از رژى مىكردند . عاقبت ، علما بناى بحث و ايراد گذاشتند و به مرحوم حاجى ميرزا حسن شيرازى حجة الاسلام كه در آن موقع رياست كليه بر جميع علما داشت و در « سر من راى » ساكن بود ، تشكى كردند . آن مرحوم اعلى الله مقامه ، فرمودند ، علاج اين مسئله آنست كه ما استعمال مطلق تنباكو را حرام كنيم . بر حرمت استعمال ، از آن مرحوم حكمى ابراز شد و به جميع ولايات داخله رسيد . چون مردم هم استعداد داشتند ، يك‌دفعه قليان و چپق ترك شد و در منابر اعلان حرمت كردند . كار به جائى رسيد كه در ميان حرمسراى سلطنت و اندرون صدارت ، قليان‌ها را شكستند . شاه و صدر اعظم از ترس زن و كنيز خودشان ، قدرت به اظهار ميل به قليان نداشتند . هرقدر صدر اعظم سعى كردند و به پاره‌اى ملاها از قبيل آقا سيد عبد الله بهبهانى پول دادند كه مخالفت در حرمت قليان و استعمال تنباكو كند ، - اگرچه آقا سيد عبد الله چپق و قليان كشيد و انكار كرد كه اين حكم حجة الاسلام مجعول است - استعداد عموم و شورش عموم زيادتر شد ، به حدى كه به طرف ارك دولتى يورش آوردند . عموما در تهران ، در خانهء مرحوم ميرزا حسن مجتهد آشتيانى و در تبريز ، در خانهء حاج ميرزا جواد مجتهد اجتماع كردند . به منازل مأمورين رژى حمله بردند كه همه را قتل كنند . در اطراف ارك كار به تير و تفنگ كشيد . هرقدر از رجال محترمى كه دخالت در اين امور نداشتند ، از قبيل عضد الملك و غيره ، خدمت ميرزاى آشتيانى رفتند ، فتنه آرام نگرفت و موقوف به رفع رژى كردند . عاقبت صدر اعظم مستأصل شد و به توسط ميرزا حسين قلى خان نواب كه نايب شرقى سفارت انگليس بود ، « ولف » وزير مختار را راضى كردند كه نوشتهء ابطال عمل رژى را نوشت و امضاء كرد و قرار دادند كه خرج و خسارت رژى را دولت بدهد . بعد از گرفتن اين نوشته و دادن نوشتهء قبول خسارت ، مردم آرام گرفتند و تنباكو آزاد شد . من در آن روز از عربستان به بوشهر آمده بودم براى مخابرهء حضورى . بعد كه