به عيال وليعهد كه دختر نايب السلطنه و دخترزادهء مرحوم حسام السلطنه و در حقيقت آقازادهء قديمى خودم بود ، اظهار ادب كردم و رفتم منزل ناهار خوردم و خوابيدم .
منزل در خانهء معز الملك خالوى صدر اعظم ( ميرزا على اصغر خان ) بود كه از عزيز خان سردار خريده و در محلهء شش كلان است . از چهار به غروب مانده ، از علما و اعيان و تجار ، بناى ديدن گذاشتند و معلوم است كه ازدحام غريبى است . دويست نفر هم از اعيان و تجار براى ورود من تعارفات از قبيل شيرينى و قند فرستادند .
ترتيب امور پيشكارى در تبريز
فرداى آن روز را صبح رفتم دربخانه و در عمارت علاء الدوله منزل كردم . ترتيب كار اين بود كه صبح مىرفتم ، بعد از آنكه بيرون مىآمد ، با اعيان و اهل قلم مىرفتيم خدمت وليعهد . اول در ديوان جلوى تالار ، بعد اذن مىداد مىرفتيم توى تالار . به قدر يك ربع ساعت كه با سايرين تفقدى مىكرد ، آنها بيرون مىآمدند و من در جلوى صندلى مىنشستم . بعد از اتمام عرض مطالب و صحبت متفرقه ، برمىخاستم و مىرفتم عمارت علاء الدوله ؛ آنجا به عرايض و ترتيب امور لشگرى و كشورى و حساب و محاكمات مشغول بودم . رئيس قشون و لشگرنويس باشى ، منزلى عليحده داشتند ، و پيشكار ماليه كه ميرزا نور الله خان برادر ميرزا محمد حسين منگنه و اجير خودم بود به ماهى پانصد تومان ، منزلى داشت جداگانه . چون اعليحضرت مظفر الدين شاه در وليعهدى ، عمارات دولتى مرحوم نايب السلطنه را كه براى تمام دوائر دولتى كافى بود ، خراب كرده و باغ چمن و گلكارى و يك آپارتمان طرح جديد ساخته است ، حالا خود حكومت بالانفراد هم منزلى كافى ندارند . مكرر از خود ذات اقدس شنيدم كه مىگفت ، نمىدانم چه قسم بنائى مرحوم نايب السلطنه ساخته بود كه با زحمت و خرج زياد خراب كرديم . حتى اغلب پىها را باروت ريختيم و آتش زديم كه متفرق شد . بارى ، تا يك ساعت و نيم به غروب مانده ، در عمارت دولتى ، جز روز دوشنبه و جمعه بودم . اين ترتيب را خودم به توسط حاج مشير لشگر پيغام داده بودم . بعد مىرفتم منزل و مشغول ترتيب نان و خبازخانهء شهر بودم .
مذاكره با وليعهد
بعد از سه روز ، يك روز را بعد از نشستن ، عرض كردم ، با شما حرف خلوت دارم ، اذن بدهيد حاج مشير لشگر هم بيايد . چون در وقتىكه مشاراليه در خدمت جناب امين الدوله به تبريز رفته بود ، او را به سمت پيشكار شخصى وليعهد تعيين كرده بود و يك درجه مقام محرميت داشت ، او را احضار كردند و اذن جلوس دادند . عرض كردم ، من براى نوكرى آمدهام و نوكرى اقسام مختلف دارد . يكى آنست كه وجهى به آقاى خود برساند و خودش هم فايدهاى حاصل كند ، اعم از آنكه كار صحيح كرده باشد يا سقيم . ديگر آنست كه حفظ شأن و مقام آقا و صحت عمل و نظم و آسايش خلق را