تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

حركت به آذربايجان

روز 12 ماه محرم سنهء 1317 من از شهر تهران به باغ شاه نقل مكان كردم . ده روز آنجا بودم ، تدارك سفر را ديدم . روز بيست و يكم ، صدر اعظم با تمام رجال دولت ، مهمان وداع شدند . چون من در جزء مطالبم نوشته بودم وزير بقايا وكيل كارهايم باشد و شاه هم قبول كرده بود ، صدر اعظم محرمانه گفت ، اگر بخواهى خيال من و وليعهد آسوده باشد ، ميرزا محمد خان وكيل الدوله بايد كمافىالسابق وكالت داشته باشد ، زيرا كه وكيل وليعهد او است ، خارج شدن او از وكالت ، اسباب سوءظن وليعهد مىشود . بعد از اين‌كه امير نظام از باغ صاحب ديوان مرخصى حاصل كرد كه از راه قفقاز به مشهد مقدس برود و از آنجا به تهران بيايد ، وليعهد بدون اذن دولت ، آقا عزيز ملقب به ظفر السلطنه پسر جلال الدين ميرزا را كه در آن وقت رئيس قشون بود ، پيشكار كرده و يك حلقه انگشتر ، خلعت پيشكارى به او داده بود . چون زن ظفر السلطنه دختر مدبر الدوله و همشيرهء مشير نظام لشگرنويس باشى آذربايجان بود ، او هم معين كار ظفر السلطنه بود . نصر الدوله پسر سعد الدوله آشتيانى الاصل كه از اول دولت شاه شهيد در آذربايجان متوطن هستند و همه وقت در دفتر ماليه و زير دست وزير ماليه بوده‌اند و در پيشكارى امير نظام هم وزارت ماليه با آن‌ها بود ، به توسط ظفر السلطنه هيجده هزار تومان داده بود و پيشكار ماليه شده بود . ظفر السلطنه در مدت قليلى كه امير نظام خارج شد و من هنوز قبول مأموريت نكرده بودم ، قريب ده هزار تومان مداخل هوائى عايد وليعهد كرده بود . بعد از اين‌كه من اضطرارا قبول مأموريت كردم و تلگرافا به وليعهد عرض مأموريت خودم را خبر دادم و عرض كردم قدغن بفرمايند دست به معاملات نزنند تا من شرفياب شوم ، در جوابى كه عنوانش « جناب جلالت مآب » بود ، به من فرمودند كه ، به قدر ضرورت مصارف قشونى و مخارج فورى حواله شده است ، بعد از ورود مطلع مىشويد .

دسيسهء وليعهد عليه حسين قلى خان

وليعهد واداشت ظفر السلطنه و نصير الدوله و مشير نظام چندين پاكت فحاشى و تهديد نوشتند كه خلاصهء آن‌ها اينست : ما اهل آذربايجان ، مردمى هستيم كه با فلان و فلان فلان پيشكارهاى مقتدر ، با وجود شاه شهيد ، چنين و چنان كرديم و مثل حسن على خان امير نظام گروسى را بيرون كرديم . تو اگر از جان خودت سير شده‌اى ، بيا و ببين . اين پاكت‌ها را به عنوان خودم و صدر اعظم و حاجب الدوله و امير بهادر معتمد الحرم و حكيم الملك فرستادند . به واسطهء اين كاغذها ، هم رفتن من گردن‌گير شاه شد و هم خودم راضى به رفتن شدم كه بدانند من امير نظام و ديگران نيستم . از تهران عوض مشير نظام ، حاج ميرزا ابو القاسم مشير لشگر پسر مرحوم حاج ميرزا عباس على را براى لشگر نويس باشى بودن و ميرزا نور الله خان برادر ميرزا محمد حسين
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 258 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه