بحر خزر را به محمد تقى خان معير الملك و آذربايجان را به صنيع الدوله داد و گمركات جنوبى ايران را خودش به حكام واگذاشت . در آنوقت فرمانفرما حاكم فارس و آصف الدوله حاكم كرمان بود . اصفهان را هم به كسان ظل السلطان و يزد را هم ضميمهء كرمان كرد . كرمانشاهان و ولايات جزء را صنيع الدوله و محمد تقى خان اداره كردند .
در اين بين ، باز مجير السلطنه به توسط حكيم الملك و رفاقتى كه با مهدى خان آجودان مخصوص داشت ، داوطلب حكومت بنادر شد ؛ به تصويب صدر اعظم واگذار كردند .
مشير الدوله هم كه عداوت قلبى داشت گفت كه ، من با وزير مختار حرف زدهام و امضاء كرده است . مجددا با فرمان حكومت كل بنادر او را روانه كردند . وزير مختار انگليس سه روز پيش از ورود او به شهر شيراز ، جدا ايستاد كه بايد تلگرافا او را منع از ورود شيراز كنيد و مراجعت نمايد ، و الا من بيرق دولت را مىخوابانم . در اينجا ذكر اين مطالب لازم است كه در صدارت امين الدوله ، آراء تعلق گرفت كه دولت براى اداى قرض رژى و قروضى كه صدر اعظم در حين فوت شاه شهيد از بانك كرده است و قيمت پول شاهى كه بانك به حكم دولت در تهران و ولايات خريده و محجر كرده است ، قرض كلى بكند و اين قروض را ادا و تتمه را به مصرف لازمهء دولتى برسانند .
هفتصد هزار تومان قروض بانك بود و ششصد هزار قرض رژى ؛ تقريبا دو فقره و جزئيات ديگر ، به سه كرور بالغ مىشد . قرار بود شش كرور استقراض از دولت انگليس بكند كه سه كرور در ازاء قرض باشد و سه كرور ديگر براى مصارف دولتى .
امين الدوله منظورش اين بود كه رشتهء اختيار خرج اين وجه استقراضى ، در دست شاه نباشد و انگليسها را تحريك كرده بود مىگفتند ، ما شش كرور را قرض مىدهيم به اين ترتيب كه هرچه قرض سابق داريد ، خودمان ادا كرده ، اسناد شما را از صاحبان طلب گرفته و عوض تنخواه رد كنيم و تتمه را در صندوق بانك بگذاريم ، مخارج مشروعهء صحيحهء دولت را حواله كنيد بانك بدهد . به اين واسطه اين استقراض در عهدهء تعويق بود . حضرات مستخدمين بلژيكى را هم كه براى ترتيب جديد گمرك آورده بود ، به واسطهء انقلاب امور و استعداد فتنهء ملاها و نبودن نان و زيادى پول سياه ، احتياط مىكرد مبادا ترتيب جديد گمرك هم مزيد علت شود ؛ لهذا معوق بود .
مىخواست جنسهاى تسعيرى در كتابچهء ولايات را هم برگرداند و حقوق مردم هم كه به خرج حكام نوشته شده است ، از كتابچهها برگرداند كه در ركاب برات صادر كند و از خزانه بگيرند .
علل شكست امين الدوله
اين عقايد صحيحه را به سبب اهمال طبيعى كه داشت و نداشتن معاون و آلت كار و سوء انتخابى كه در اجزاء داشت ، نتوانست در موقع اجرا بگذارد . فقط اعتقادش اين بود كه ، هركس زبان خارجه بداند و ملبس به لباس خارجه و مستخلق به اخلاق آنها باشد ، آلت پيشرفت مقاصد او هستند . از كل رجال دولت ، ابو القاسم خان ناصر الملك