تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
عين الدوله گفتم ، به دليل آن‌كه حرف او در حضور شاه پيشرفت داشت و چون شاهزاده بود ماها مىتوانستيم از او تمكين كنيم . همه قبول كردند و نيم ورقى را مهر كردند . در اين بين ، وكيل الملك وارد و سئوالى از صورت تقسيم كرد . نيم ورقى را به او دادند ؛ همين‌كه اسم عين الدوله را به وزارت داخله ديد ، مهر قائم مقام و ناظم الدوله را كه از خانوادهء خودشان بودند ، پاره كرد و گفت ، اگر عين الدوله وزير داخله شود ، ما در خاك ايران تمام اولاد نظام العلما نمىمانيم . مجلس را بر هم زد و برخاستيم . صبح شاه مرا خواست با حضور حكيم ؛ گفت ، من راضى نيستم نوكرهاى شخصى خودم داخل كار دولت بشوند . معلوم شد باطنا خيال ديگر دارد و طفره است . بعد گفت ، من مىروم اتاق ، بفرستند مشير الدوله و امير خان سردار و وكيل الملك هم حاضر شوند ، قرار تعيين ادارات داده شود . فرستاديم آمدند . رفتيم اتاق برليان خلوت كردند . دستخط من و مشير الدوله و امير خان سردار مسلم بود . دستخط ضرابخانه و بنائى را هم براى حكيم الملك گفتم ، عدليه را هم براى ناظم الدوله و وظايف و اوقاف را براى قائم مقام و خزانه براى مشير السلطنه . مشير الدوله اصرار و التماس زيادى در باب وزارت تجارت معاون الدوله كرد ، ماها هم همراهى كرديم ؛ قبول شد . وزارت داخله ماند . ماها از باطن شاه و مواضعهء حكيم خبر نداشتيم .

تعيين وزير داخله

اول شاه عنوان كرد كه ، بايد وزير داخله كسى باشد كه تمناى صدارت مآلا نداشته باشد . بعد كه اين فرمايش را كرد ، گفت ، نظام الملك چطور است ؟ من عرض كردم ، نظام الملك صدارت را ارث و حق خود مىداند و در حال معزولى و بيكارى مىگويد شغل موروث من صدارت است . گفت ، مشير الملك چطور است ؟ من فكر كردم ديدم خيلى پرت و نامناسب فرمايش مىكند ، متحير ماندم . جواب دادم كه ، مشير الملك حالا استخوان و شأن آن را ندارد كه وزير داخله شود ، زيرا كه وزير داخله نازل درجهء صدارت و محل حاجت و تملق حكام بزرگ است ، و الا مشير الملك مرد صحيح درست قلم مطيعى است . عين الدوله و ميرزا نصر الله خان دبير الملك ، نقص و كسر شأن خود مىدانند كه با او در يك درجه باشند ، در اين صورت چگونه او را مىتوان براى اين كار بزرگ انتخاب كرد . فرمود ميرزا على اصغر خان چطور است ؟ عرض كردم ، با اين شرط و نيتى كه مىفرمائيد خيال صدارت بالمآل نداشته باشد ، خوردن آب همان و باطل شدن روزه همان است ؛ زيرا كه بدون اسم وزارت داخله ، به محض احضار او از قم ، او صدر اعظم است . شاه خيال كرد ماها راضى به صدارت او نيستيم ، گفت ، امين الملك چطور است ؟ عرض كردم خيلى خوب و مناسب است ، عين الدوله هم تصديق كرد . وزارت داخله را به اسم او نوشتند و حكيم به مقصود خودش رسيد . حكم كردند وكيل الملك دستخطها را نوشت .
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 250 | حسين قلى خان نظام السلطنه مافى / معصومه مافى و منصوره اتحاديه و سيروس سعدونيان و حميد رام پيشه