كردند ، هردو آنجا رفتند و بعد مرا هم خواستند . وقتى كه رفتم ، ديدم در كمال اضطراب هردو متحيرند چه كنند . گفتم ، اضطرابى لازم نيست ، سوار شويد برويم شهر . تجار و بعض از رجال را كه ماليه و ثروتى دارند ، مىآوريم و وجهى به بانك كمك مىدهيم .
فورا كلنل پيكو را فرستاديم كه برود اطمينان به بانك بدهد . من و امين الدوله هم سوار درشكهاى كه حالا هم در نظرم نيست از كه بود شديم . اول آمديم ضرابخانه كه ببينيم پول سفيد مسكوك چه دارند . معلوم شد چهار روز است چرخ ضرابخانه عيب كرده است و سه روز ديگر طول دارد درست شود و كار كند . با كمال دلتنگى آمديم شهر به منزل خود امين الدوله . من صورتى نوشتم از رجال ، اول برادرم سعد الملك را نوشتم ، بعد نير الدوله حاكم تهران ، بعد سپهسالار ، بعد علاء الدوله كه مىدانستم اينها پول دارند . فراش رفت آنها را حاضر كرد . از تجار هم حاجى محمد كاظم ملك و حاج محمد حسن اصفهانى امين دار الضرب و آقا عبد الباقى ارباب تهرانى و حاج محمد على كاشى و حاج محمد اسماعيل ترك معروف به مغازه ؛ همه حاضر شدند . تكليف كمك كرديم .
برادرم چون وجه موجود در خانه داشت ، چهل هزار تومان قبول كرد . نير الدوله و سپهسالار و علاء الدوله هم چهل هزار تومان قبول كردند . عاجلا قرار داديم كه اگر اين وجه به بانك وارد شود ، مردم به بهانهء أخذ تنخواه ، ريخته مىشوند در عمارت بانك و غارت و خرابى مىكنند . اعلان كرديم كه ، در كاروانسراى امير ، حجرهء حاج محمد حسن و در كاروانسرا خدائى ، حجرهء حاجى آقا عبد الباقى ارباب ، پول حاضر است ؛ نوتها را ببريد آنجا وجه بگيريد . اشكال در اين بود كه پول سفيد مىخواستند و طلا قبول نمىكردند و جز چهل هزار تومان ، پول سفيدى نبود . حاج سيد اسماعيل صراف كه وجه سپهسالار و علاء الدوله نزد او بود ، تمام سهم آنها را اشرفى موجود كرده بود . حاجى محمد حسن از جانب نير الدوله و خودش بيست هزار تومان پول سفيد مهيا كرد . روى مردم را به طرف اين دو نقطه برگردانديم ، از اطراف منزل بانك متفرق شدند .
بعد متدرجا از تجار و از قيمت وجوه طلا ، به قدر صد هزار تومان پول مهيا شد .
برادرم هم از وجوهى كه من در نزد جمشيد فارسى و حاج سيد محمد صراف داشتم ، بيست هزار تومان ديگر پول سفيد روز بعد موجود كرد . مردم همين قدر كه ديدند كيسههاى پول سفيد روى دوش نوكرهاى سعد الملك وارد حجرهء حاج محمد حسن و آقا عبد الباقى مىشود ، از آن اضطراب افتادند . در ظرف سه روز ، به قدر دويست هزار تومان پول داده شد و نوت ضبط كردند و به كلى مردم از صرافت تبديل نوت افتادند و اين فتنه خوابيد . اگر آن روز چهل هزار تومان پول سفيد برادرم از خانهاش بيرون و در دوش نوكرهايش وارد اين دو حجره نشده بود ، رئيس بانك مقتول و منزل او خراب و تاراج شده بود و فتنهء اين عمل معلوم است براى دولت ايران چه بود .
با اين زحمات و خدمات ، روزبهروز به تحريك مفسدين ، بر سوء ظن و عداوت امين الدوله مىافزود . نصر السلطنه محمد ولى خان تنكابنى كه وزير گمركات و ضرابخانه بود ، چندان اعتنائى به امين الدوله نداشت و هرقدر تكليف كرد كه يك مبلغى بر گمرك و ضرابخانه بيفزايد ، قبول نكرد ، چون اصل ماليات گمرك در زمان امين الملك هشتصد و پنجاه هزار
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
ص٢٤٧