تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
تومان بود و نصر السلطنه در دو كرور قبول كرده بود .

وضع گمرك

مرحوم برادرم به واسطهء سابقه‌اى كه در عمل گمرك داشت و گمركات جنوبى ايران با او بود و با فتح الله خان بيگلر بيگى گيلان هم كه گمركات بحر خزر و خراسان با او بود ، خصوصيت داشت ، داوطلب شدند كه سيصد هزار تومان بر گمركات بيفزايند و بالمناصفه در ادارهء آن‌ها باشد . نصر السلطنه را از وزارت گمرك و ضرابخانه معزول و ضرابخانه را هم در بيست هزار تومان علاوه ، به صنيع الدوله پسر مخبر الدوله واگذاشتند . معلوم شد كه امين الدوله ميل دارد رشتهء گمرك در دست معين الملك پسر خودش باشد . خيال صحيحى هم بود ، به علت آن‌كه دولت پولى نداشت و از شرايط بقاى صدارت هم ، داشتن پول موجودى بود در دست صدر اعظم ؛ خصوصا با حالت شاه كه بمشابه اطفال ، هرروز هوس خريدارى اشياء لعب و بيهوده مىكرد . بعد از اين‌كه برادرم و بيگلر بيگى متحد شدند و سيصد هزار تومان بر اجارهء گمركات ممالك محروسه افزودند ، بنا شد رياست كل با برادرم سعد الملك باشد . من چنين صلاح دانستم كه به توسط معين الملك ، گمركات در ميان او و فتح الله خان بالمناصفه به حكم قرعه قسمت شود كه اسباب ملالتى در ميان نباشد . معين الملك را در نياوران منزل خودم دعوت كردم . در آنجا تمام گمركات را به دو قسمت متساوى تقسيم كردند . طرف جنوبى و آذربايجان را به حكم قرعه سهم برادرم قرار دادند ، شمالى را با كرمان و يزد و كرمانشاهان و تهران ، سهم فتح الله خان شد . قرار دادند مجير السلطنه را به حكومت بنادر و اداره كردن گمركات جنوبى بفرستند و اسم وزارت گمرك با سعد الملك باشد .

عناد امين الدوله و انگليسىها با سعد الملك

امين الدوله راه علاج را منحصر به اين ديد كه با سفارت انگليس ، اسباب اخلال اين عمل را فراهم آورد . يك شب در سفارت ييلاقى ، طرح صحبت ممنوعيت برادرم را از كارهاى دولتى كرد و عنوانش اين شد كه ، دولت انگليس فقط از شخص نظام السلطنه صرف نظر كرده است و سعد الملك تا پنج سال بايد در كارهاى دولت مداخله نداشته باشد . به خط خودش اين مسئله را نوشت و به كلنل پيكو سپرد . در حالتى كه مجير السلطنه را هم فرستاده بوديم و ميرزا خليل شيرازى هم پيش از وقت چون در شيراز بود ، ملقب به معز الممالك شده بود و به بنادر از جانب سعد الملك رفته بود . ميرزا حسين خان نام اصفهانى كه سابق گمركچى كاشان و در اين حين در تهران بيكار بود ، از جانب برادرم مأمور آذربايجان و ملقب به نصر السلطنه شد . همين‌قدر كه مجير السلطنه وارد شيراز شد ، « دوراند » وزير مختار انگليس ، جدا ايستاد كه چون مجير السلطنه از جانب سعد الملك رفته است و سعد الملك از جانب دولت انگليس ممنوع از مستخدمى است ، حكما بايد او