تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
توپخانه و مخارج ديگر را دولت بايد به نرخ عادله ، خروارى ده تومان ، پانزده تومان و اقلا هشت تومان بخرد و جنس خودش را خروارى پانزده قران تا دو تومان فروخته باشد . همچنين چند نفر از دولت بلژيك خواست براى ترتيب كار گمرك كه تمام گمركات را در يك مأخذ و ميزان قرار بدهد ؛ از جمله ، رئيس آن‌ها مسيونوز بود . اين ترتيبات و مقدمات ، اسباب اخلال و افساد حضرات شد .

علل رنجش حسين قلى خان از امين الدوله

اوايل از من مستور مىداشتند و اواخر چون قول مرا در پيش شاه محل اعتنا مىدانستند و گمان كرده بودند كه من و سعد الملك برادرم داراى چندين كرور وجه نقد هستيم ، و مرا هم امين الدوله در وزارت عدليه و تجارت خيلى رنجانده بود آشكار كردند . اما رنجش من از امين الدوله ؛ مثلا اوايل ، حاج مختار خان نام تبريزى كه ابدا اهميتى نسبا و حسبا نداشت و نوكر كارپرداز بغداد بود و از جانب او در كربلا نايب كارپردازى شده بود و حتى بعد از مأموريت آذربايجان من ، داخل نوكرهاى شخصى من شد ، او را آورده بود و در منزل ييلاقى خودش چادرى زده بود و منزل او قرار داده بود و عرايض متعلق به عدليه را به او رجوع مىكرد . بعد از دو سه ماه ، محمد خان كرمانى امير الامرا را كه به منزل او از بيكارى متحصن شده بود ، عمارتى در پارك خودش براى او ساخت و اسم آن اتاق را ديوان تظلم خاصه گذاشت كه رجوع مطالب مردم به آنجا بود . به اين‌ها هم قناعت نكرد ، چندين دفعه تحريك كرد كه تجار در مجلس دربار بر من اعتراض كردند . عبدالعلى ميرزا معتمد الدوله را در خصوص تشكى اهل طالقان از مباشر او ، تحريك كرد كه در مجلس دربار بگويد ، نظام السلطنه تحريك كرده است . به اين‌ها هم قانع نشد ، به شاه عرض كرد ، نظام السلطنه آدم عاقل مجرب است ، بايد سالار الدوله را به او سپرد تربيت كند كه حكومت كرمانشاهان و كردستان را به سالار الدوله بدهيد و نظام السلطنه پيشكار و عاقله و مربى او باشد . تجار هريك مطلبى داشتند ، به توسط من اظهار مىشد ؛ چند روزى به طفره مىگذرانيد ، بعد كه من مطلع مىشدم ، كار آن‌ها را مستقيما به توسط اجزاء خودش صورت داده بود .

رفع بحران پول سياه با نظر حسين قلى خان و كمك سعد الملك

علاوه بر اين‌كه اسباب آمدن و وزارت او را من فراهم آوردم ، در گرمى هنگامهء كمى نان و زيادى پول سياه و مخالفت علما ، حاج محمد كاظم ملك التجار مردم را تحريك كرد كه بانك شاهنشاهى ورشكسته است ، نوت‌هاى كاغذى را ببريد وجه نقد صاحبقران رايج مطالبه كنيد . مردم اجماعى در اطراف منزل بانك كردند . ما در نياوران بوديم كه « كلنل پيكو » كه آن‌وقت نايب اول سفارت انگليس بود ، مضطربانه آمد به دربار كه ، با امين الدوله مطلب محرمانه دارم . اتاق حاجب الدوله را خلوت