وليعهد و امين الدوله
در اين بين ، در آذربايجان همچون سبك عمل و طرز كار امين الدوله مانع حصول مقاصد محمد على ميرزا وليعهد « 72 » بود كه مداخله در كار و مداخل از ولايات و حكام بكند و وليعهدى را كه در سن بيست سالگى است و هيچ وقت داخل امور بزرگ نبوده و همه وقت زير دست و محكوم پيشكارهاى نالايق آذربايجان مثل قائم مقام و عين الدوله بوده و حتى از نوكرهاى جزء شاه مثل وكيل الملك و ناصر السلطنه و حكيم الملك و پيشخدمتها و ناظر و كشيكچى باشى تملق مىگفته و سخت مىشنيده و در عداد آنها محسوب بوده است ، دخيل در كار ايالت و مسائل عمده كند ، وليعهد از اين مسئله دلتنگ بود و به هروسيله كه بود ، مردم را تحريك به اغتشاش شهر مىكرد . گاهى گرانى نان ، زمانى كمى ذغال . گاهى هم وامىداشت ارامنه با مسلمان نزاع مىكردند . در زمان سرتيپى فوج قراداغ و نيابت رياست قشون ، با الواط و اشرار شهر هم خصوصيت و رابطه حاصل كرده بود ، لهذا اسباب و آلت شورش و شرارت در دست داشت . امين الدوله كه وضع را اينطور ديد ، صريحا چون دختر حاجى شيخ محسن خان مشير الدوله وزير امور خارجه ، زن معين الملك پسر امين الدوله بود و سالها با امين الدوله علاوه بر خويشى ، دوستى و محرميت داشتند ، تلگرافى به او زد كه ، اعم از اينكه مرا از اين خدمت معاف و احضار كنند يا نكنند ، من به تهران مىآيم . اگرچه در ظاهر به واسطهء حالات وليعهد محق بود ، ولى در باطن هم مىدانست كه مخبر الدوله از عهدهء وزارت داخله بر نمىآيد و سالها هم بود كه هوس رياست و صدارت در دل امين الدوله بود .
اجلاس وزرا و نفاق رجال
در اتاق قصر ابيض كه در طرف شرقى باغ گلستان و از بيوتات دولتى است ، وزرا را حكم كردند براى مشورت حاضر شوند . ملكآرا و ركن الدوله و نظام الملك و وزير دربار و فرمانفرما و مشير الدوله و صاحب ديوان و جهانسوز ميرزا و من حاضر شديم .
مشورت كردند ، آراء بر اين قرار گرفت كه مرا به آذربايجان بفرستند . تفصيل را نوشتند و به حضور فرستادند . چون سفارت انگليس مدعى بود كه صدر اعظم بنا به اتفاقاتى كه در عربستان بعد از شهادت شاه شهيد و قبل از او افتاده بود - و من در شرح احوال خودم نوشتهام - ، قرار داده است كه من و سعد الملك برادرم ، پنج سال به هيچ خدمت دولتى مأموريت حاصل نكنيم ، شاه فرمود تلگرافى از قول خودش به ملكهء انگليس زدند كه ، وجود اين دو برادر براى خدمات دولتى لازم است . خواهش دارم كه اين قرارداد صدر اعظم را صرف نظر كنيد . تلگراف رفت . بعد از سه روز جواب رسيد كه ، صرف نظر كرديم . در اين بين ، ميانهء مخبر الدوله و فرمانفرما در باب آصف الدوله و ساير
هامش
( 72 ) - جهت اطلاع بيشتر رجوع كنيد به : امين الدوله ، ميرزا على خان . خاطرات سياسى امين الدوله : 227 - 224 .