تلگراف خارجه هم معلوم است . تلگراف ما را كه بعد از بيست روز جواب دادند . در جواب سايكس ، به يك روز فاصله ، دوراند جواب داده بود كه ، به صدرات اعظم تأكيد كرديم بنويسد كه به موجب تصديق وى ، شما فورا هزار و پانصد تومان جزاى نقدى بىاحترامى سربازها را نسبت به خانهء لنج ، از حكومت عربستان بگيريد . بعد از بيست روز معطلى به مرحوم سعد الملك هم جواب داده بودند كه ، هزار و پانصد تومان را از مواجب و حقوق فوج فراهان كسر كنيد و بدهيد . در مدت توقف ، از جمله وسائل شكايتى كه سايكس بدست آورده بود ، يكى هم اين بود كه ، روزى كه تنفيلد مجروح را از شوشتر حمل به كشتى كردهاند ، اطفال شوشترى سنگ به اطراف او انداخته ، هلهله و اظهار شادى كردهاند . كليتا مأمورين دولت انگليس ، بعد از استيلاى به مسقط و بحرين و خلطه به سواحل جنوبى خليج ، در شمال خليج كه بنادر و جزاير فارس است ، بناى تجاوزات و تعديات فوقالعاده و غير مشروع را گذاشته بودند . اجراى بانك و افتتاح كارون هم ، مزيد بر قوت خيال آنها شده بود .
رجال ايران و دولتين روس و انگليس
من و برادرم هم يك عصبيت خارج از اعتدال داشتيم و گمان مىكرديم كه فايدهاى براى دولت از حفظ حقوق كردن ما متصور است . شاه شهيد هم تشجيع و تحريض مىكرد . بالعكس رجال دولت فردا فرد ، خصوصا امين السلطان صدر اعظم و تابعين او ، مساعدت با خيالات انگليسها و پيشرفت كار آنها داشتند . معدودى هم بنا به ضديت صدر اعظم ، هواخواه روسها بودند ، مثل اغلب سمت آذربايجان و خراسان و دار المرز ، و از رجال هم اعتماد السلطنه وزير انطباعات . عصبيت ما باندازهاى بود كه بعد از تشكيل بانك ، هرقدر صدر اعظم اصرار كرد كه قسط بنادر و عربستان را به توسط بانك به ديوان بپردازيم ، قبول نكرديم . چون خودمان در تهران به قدر يك قسط بيشتر مايهء شخصى داشتيم ، يك قسط را به صراف خودمان حواله داديم و براى اقساط بعد و عوض آن قسط اول ، بروات تجارتى از طرف يزد و فارس و اصفهان رسانديم . اين فقره به بانك زياد ناگوار شد ، زيرا كه در سال يك كرور از بابت جمعى ما دو برادر مىتوانست دادوستد كند و فوايد ببرد ؛ چونكه از كاشان الى جاسك و محمره ، هرچه گمرك بود بانضمام حكومت عربستان ، با من و برادرم بود . همچنين در تشكيل رژى كه در حقيقت تشكيل سلطنت مقتدره داده بودند ، تصديق نداشتيم و معايب او را به دولت و شخص شاه مىنوشتيم ؛ به علت آنكه در هر جاى از سرحدات و گرمسيرات كه امكان زرع تنباكو از هرجنس بود ، پول و مأمور آنها مىرفت و آن ملك و اطرافش كليتا در تحت حمايت رژى بودند . به هركسى كه مىتوانست دو من تنباكو به عمل بياورد ، صد تومان پول قرض مىدادند به عنوان مساعده .
كسانى كه از اين سمت و صنعت خارج بودند ، مستخدم مىكردند به مواجبهاى گزاف ؛ سواره را سالى صد و بيست تومان نقد و رئيس آنها را از هزار و دويست تومان الى سه هزار تومان مواجب ، و فراش را شصت تومان مواجب ، و اهل قلم را از ششصد الى هزار و