سوء سلوك انگليسىها
بناى مأمورين دولت انگليس چند سالى بود به سوء سلوك و اظهار قدرت و بهانهجوئى در خليج فارس و عربستان بود ، خصوصا بعد از افتتاح كارون و بعد از قضيهء رژى كه ولف وزير مختار احضار ، و دوراند « 64 » مأمور به اقامت تهران شد . اين دوراند آدم متكبر مغرورى بود . در هندوستان از بس كه با مردم به نخوت و استكبار حركت كرده بود ، علاوه بر حالت طبيعى ، عادى هم شده بود . در مسئله نزاع وكلاى لنج با سرباز فراهانى ، نوشته بود قونسول كرمان كه سايكس اسم داشت ، براى تحقيقات لازمهء آن نزاع بيايد عربستان . وزير امور خارجه و صدر اعظم هيچيك به ما اطلاعى نداده بودند . حتى ساعتى كه وارد شوشتر هم شد ، من نمىدانستم كيست و براى چه آمده است . من بعد از عاشورا ، تهيهء رفتن لرستان خودم و توقف مرحوم برادرم را در شوشتر ديدم . نصفهء فوج سيلاخورى هم كه بناى حركت داشتند ، به زبان خوش نگهداشتم كه ، شما قريب يك سال است زحمت مسافرت كشيدهايد ؛ بهتر آنست همراه من بيائيد . فوج فدوى را هم هرقدر قاصد فرستاديم و از سمت فارس به همدان تلگراف زديم ، متصل به وعدهء امروز و فردا گذرانيدند . معلوم شد هنوز خود ساعد السلطنه در تهران مشغول تحصيل امتيازات است كه براى خودش لقب سردارى بگيرد و براى پسر ده سالهاش لقب ساعد السلطنه و براى اجزائى كه دارد ، به دستاويز مأموريت عربستان ، هريك را يك لقبى بگيرد . و نوشته است طاهر خان سرهنگ پسر عمويش با دويست نفر آمدهاند بروجرد و آنها هم جرأت آمدن عربستان را ندارند .
ملاقات با سايكس
من هم اضطرارا برادر بيچارهام را با پنجاه نفر سوار بختيارى و رياست سلطان محمد خان پسر حاجى امام قلى خان ، در شوشتر گذاشته بودم . چادر و بنه را آن طرف رود كارون فرستاده بودم و خودم چكمه پوشيده و بلم براى عبور از آب حاضر بود . آمدند گفتند ، يك صاحب منصب انگليسى وارد شده است و مىخواهد ملاقات كند . پيغام كردم كه ، اگر كار فوتى نيست ، من كه از آب عبور كردم ، در چادر براى ملاقات بيايد . بلافاصله ديدم وارد شد « 65 » . ديدم جوانى با لباس سفر و دو نفر با لباس كابلى كه معمول لباس سوارهء
هامش
( 64 ) - در سال 1313 قمرى بعد از ولف و سرفرانك لاسالز ، دوراند به عنوان وزير مختار انگليس به ايران آمد . وى مدتى نيز در هند خدمت كرده بود كه همين موجب اتخاذ روشى سخت در برخورد با ايرانيان بود . آنچه حسين قلى خان در مورد نخوت و استكبار دوراند مىگويد ، ناشى از عقيدهاى عمومى است . ايرانيان كلا نسبت به مأمورين انگليسى كه از هند به ايران مىآمدند ، بدبين و از ايشان بيزار بودند .
( 65 ) - مقايسهء روايتى كه حسين قلى خان از برخورد خود با انگليسىها نگاشته و آنچه سايكس در آن باره گفته ، جالب توجه است . وى مىنويسد ، « . . . نگارنده حسب المعمول ورود خود را به حكمران محل اطلاع دادم و براى اولين مرتبه با اسائه ادب مأمورين دولتى روبرو شدم . حكام