ناصرى . بعد از رفتن ما ، سه روز فاصله مشايخ بنى طرف رفتند فيليه و متوسل به معز السلطنه شدند . مشاراليه هم حاجى محمد على رئيس را فرستاد در بندر ناصرى و قرار باقى آنها را گذاشت و ضمانت كرد . گاوميشها را رد كردم . بعد از دو روز ، مرحوم برادرم از شوشتر آمد بندر ناصرى . معلوم شد ميل دارد كه امسال او عربستان باشد و من بروم لرستان . من به قانون معمول رفتم فيليه و سركشى از بناهاى دولتى كردم . سه شب توقف كرده ، مراجعت نمودم . چون از زمان شيخ جابر خان نصرت الملك ، معمول اين شده است و از شاه هم دستخط دارند كه از آمدن اردو و حضور حكام معاف باشند ، شيخ مزعل معز السلطنه بنا به سابقهء خدمت بستگى به مرحوم برادرم ، آمد به قريهء سكاره - كه حالا موسوم به مظفرى است - براى ملاقات مرحوم برادرم ؛ و او هم از ناصرى به سكاره رفت و دو شب ماند و مراجعت كرد .
شورش فوج فراهان
در اين بين ، كاغذى از ميرزا محمد خان مليجك كه امين خاقان لقب داشت و برادر امينه اقدس بود و فوج فراهان در ادارهء او بود ، رسيده بود كه ، فوج مرخص است و عوض آنها فوج فدوى خواهد آمد . من خواستم تا رسيدن فوج فدوى ، فوج فراهان را براى وصول ماليات حويزه ، در حويزه بگذارم . امان الله خان خواست كوچ كند به طرف حويزه ، فوج شوريدند كه ، ما مرخص هستيم و ديگر طاقت و قدرت توقف عربستان را نداريم ، دو سال است تحمل گرماى اينجا را كردهايم . چادر امان الله خان را سنگ باران كردند و خواستند بروند تجارتخانهء لنج را غارت كنند . فرستادم ده نفر صاحب منصب آنها را گرفتم حبس كردم و فوج را مرخص كردم كه ، شما به واسطهء اين هرزگى و بىنظمى ، به كار نمىخوريد ، برويد ؛ ولى صاحب منصبها بايد تنبيه و معزول شوند . كار وصول ماليات حويزه را به معز السلطنه تفويض كردم و از بندر ناصرى بعد از بيست روز توقف ، به طرف شوشتر حركت كردم .
خواب حسين قلى خان و خبر كشته شدن شاه
در بندر ناصرى خواب ديدم كه مرا شاه به ديوانخانهء تخت مرمر احضار كرده است .
وقتىكه رفتم ، مرا بردند درب عمارت قديم وزارت خارجه كه در جنب عمارت خورشيد بود . درب عمارت رسيدم ، در را باز كردند . ديدم شاه با شب كلاه ايستاده و اعتماد الحرم در خدمت او است . به من گفت ، ديدى مردم با من چه كردند ؟ دستى بر روى قلبش گرفت و گفت ، در اين بلوا نمان و زود از راه پشتبام برو . و فورا در را بستند . باز شب ديگر خواب ديدم كه من ممنوع از ورود آبدارخانه و خلوت كه سابق در آنجاها اغلب روز را بسر مىبردم ، شدهام ؛ و وضع آبدارخانه و خزانه به كلى تغيير كرده و مجلس هم عوض شده است . خوابم را براى مرحوم برادرم و ميرزا هدايت خان كاشى كه پيشخدمت شاه