مىخواهيد ، ديگرى را تعيين كنيد ، وامىگذاريم . جواب درثانى تلگراف زد كه ، من فارس را مخصوص اين مىخواستم كه مثل نظام السلطنه را به اين وسيله به ادارهء خودم بياورم . در صورتىكه او نخواهد ، من هم از اين خيال منصرف شدم . جمعى هم از فارسىها كه مخالف قوام الملك بودند ، در تهران بودند ، بعد از مأيوسى ، به توسط امين الملك و حاجى امين السلطنه ، بردند خدمت ركن الدوله آنها را استمالت كرد . تقديم ركن الدوله را هم نسيه قبول كردند كه بعدها به اقساط بفرستد و به پيشكارى ميرزا شفيع خان مستشار الملك گركانى ، روانه شد و رفت . پيش قسط را هم صدر اعظم ضمانت كرد از بانك قرض كردند و به خزانه پرداختند .
در اين سال وليعهد به تهران آمد . كورپادكين كه فاتح ماوراء بحر خزر بود ، به تهران آمد . حالت صدر اعظم هم با شاه اغلب به قهر و تمارض مىگذشت . هروقت تمارض نداشت ، شبها در پارك تا ساعت شش و هفت ، با اشخاص مفصله مشغول شرب و هرزگى و مطرب و لهوولعب بود : اقبال الدوله ، معاون الدوله ، آجودان مخصوص ، حبيب الله خان پسر حاجى ميرزا زمان خان كاشى ، حاجى على قلى خان بختيارى ، مهندس - الممالك ، علاء الملك ، ميرزا نصر الله خان مشير الملك ، غلامحسين خان امين خلوت . آنها هم اغلب براى او تسهيل وسائل مىنمودند . روزها تا ظهر در حالت خواب و خمار بود .
نيم ساعت به ظهر مانده ، مىآمد دربخانه ، شاه را بهطور اختصار مىديد و با حالت كسالت ناهارى مىخورد . بعد از ناهار ، مىرفت پارك و تا مغرب پارهاى مردم براى ملاقات مىرفتند ، و او مشغول بازى بليارد و شطرنج و نرد بود . بعد از مغرب در ساعت دو ، باز بناى ساز و نواز و شرب كنياك و شراب بود تا ساعت شش و هفت . در اين سال به توسط نايب السلطنه و حكيم طولوزن و اعتماد السلطنه ، بناى شش كرور قرض از كمپانى فرانسوى داشتند كه قرض رژى را بپردازند . و تتمه را در يك كمپانى بگذارند كه تنزيل زياده از مأخذى كه قرض كرده بودند بگيرند يا يك كارخانه بخرند . صدر اعظم امضاء نمىكرد - به شرحى كه نوشتهام - . و همچنين ترياك را مىخواستند مونوپل كنند ، باز صدر اعظم راضى نبود . در اين دو مسئله اگرچه بنابر عداوت واسطهها بود ، ولى رأى صدر اعظم صحيح و مقرون به صرفهء دولت بود .
در اين سال معاون الدوله را مأمور كارگزارى آذربايجان كردند و حكومت كرمان را به ادارهء وليعهد دادند كه فرمانفرما رفت و صاحب ديوان معزول شد ، و سفارت كبراى اسلامبول را به علاء الملك دادند با هزار تومان تفاوت مواجب از اصل ماليات .
در زمستان اين سال ، وقتى كه شاه به جاجرود رفت « 62 » ، من هم رفتم . ولى بعد از تهديدات شاه در وضع مجلس شبهاى صدر اعظم ، صدر اعظم ديگر به آن فضاحى مجلس نداشت و شرب را در پرده مىكرد . من هم بعد از مغرب مىرفتم چادر خودم .
هامش
( 62 ) - در 25 جمادى الاول 1312 ، شاه به جاجرود رفت و تا 9 جمادى الاخر در جاجرود بود .