بىنظمى لرستان و عربستان
در اردو به تواتر خبر بىنظمى لرستان و عربستان مىرسيد . شاه صدر اعظم را خواسته بود و محرمانه به او گفته بود كه ، اين معاملهء صد و پنج هزار تومان نظام السلطنه ، در انظار خارجه و داخله خيلى اسباب بدنامى شده است . بهتر است حكومت اين دو ولايت را به او بدهيم و تفاوت عمل و پيشكش آنجا را سه چهار ساله از بابت پولى كه داده است ببخشيم ؛ ولى به شرط آنكه از خود او و شماها بروز نكند . به من محرمانه صدر اعظم گفت . من هم متصل روزها نزد صدر اعظم بودم .
در اردو بعد از آمدن سيل و بردن اسباب من و مرحوم دبير الملك و اعطاء خرقهء خلعت ، روز و شب با صدر اعظم بودم . رفته رفته اظهار مهربانى مىكرد تا مراجعت . در مراجعت ، ظل السلطان سخت در باب فارس ايستادگى كرد كه ، اگر به من وابگذاريد ، من پنجاه هزار تومان از كيسهء خودم عوض صد و پنج هزار تومان نظام السلطنه مىدهم و پنجاه هزار تومان هم دولت از بابت تقديم فارس قبول كند ، و نظام السلطنه را بفرستيد اصفهان كه من از جانب خودم به فارس بفرستم ، و تعهد جميع كارها و نظم و اقساط را هم خودم مىكنم . شاه تلگراف را فرستاده بود نزد صدر اعظم . روز اربعين بود ؛ صدر اعظم فرستاد مرا بردند باغ گلستان - يعنى باغ عمارت دولتى - ، در كنار حوض مىگرديد .
سراج الملك هم ايستاده بود . تلگراف را داد من خواندم . از روى تعرض گفت ، اين تلگراف را بخوان ! معلوم است خودت قرار اين كار را با شاهزاده دادهاى . اگر راضى هستى ، كه شاه هم مىدهد و تو هم پولت وصول مىشود . جواب دادم كه ، من هرگز اين كار را نمىكنم . گفت ، برو در منزل اول با سعد الملك مشورت بكن ، بعد استخاره بكن و بيا جواب صريح بده . امروز هم به واسطهء اربعين ، تلگرافخانه تعطيل است .
امتناع حسين قلى خان از حكومت فارس
من رفتم منزل با برادرم شور كردم . اولا خيال كرديم با اين عداوتى كه صدر اعظم با ظل السلطان دارد ، چون اسباب حكومت ركن الدوله به دستيارى و ميل خودش بوده و حالا پنج ماه بيشتر نيست كه ركن الدوله حاكم شده و هنوز از تهران بيرون نرفته است ، البته اگر تغيير كند ، به صدر اعظم برمىخورد . ثانيا من اگر به ادارهء ظل السلطان رفتم ، بايد در آتيه ، خودم و خانوادهام از وليعهد چشم بپوشيم .
ثالثا كسى كه سال گذشته خودش حاكم بالاستقلال بوده ، حالا به اختيار نايب الحكومه بشود برود ، كمال دنائت طبع است . خصوصا در حالتى كه دولت ، حكومت عربستان و لرستان را هم محرمانه به خودم وعده كرده است .
فرداى آن روز آمديم اتاق دربار كه در عمارت آبدارخانه بود . صريحا جواب دادم كه ، نمىروم . صدر اعظم هم به شاه نوشت كه ، نظام السلطنه راضى نمىشود . به ظل السلطان تلگراف كردند كه ، نظام السلطنه راضى به آمدن نمىشود ؛ ولى اگر خودتان