لازم در خلوت دارم كه احدى نباشد . در دوشان تپه عرض كرده بود ؛ مرا خبر كردند كه ، فردا طرف عصر بيا . چون مىدانستم كه صدر اعظم مطلع مىشود - زيرا كه امين السلطنه دامادش صندوقدار دوام الحضور در سفر و حضر بود و پسر عموها و پسر عمههاى خودش رؤسا و اجزاى آبدارخانه بودند و ناظم خلوت پسر عمويش بود و بهعلاوه پسر ناظم كه پيشخدمت مخصوص بود ، هم جناقش بود - اول به خود او در اندرون پيغام كردم كه ، شاه مرا به دوشان تپه احضار كرده است ؛ گفت برو . رفتم .
مشورت شاه با حسين قلى خان
در منزل حاجب الدوله نشستم تا احضار شدم . رفتم بالاخانه . قرق شد و احدى نبود ؛ نشستم . پرسيد ، چه مىگفتى ؟ عرض كردم ، كارهاى دولت اغلب فوتى و فورى و مهم است و اين جوانى را كه به مقام صدارت رسانيدهايد ، اغلب اوقات در تمارض و تعرض و شما هم از آن گذشته است كه مثل عهد ميرزا آقا خان و ميرزا تقى خان ، صدر اعظمها را مبسوط اليد و مطلق العنان كنيد . اين حالت حاضره ، مفاسد كلى توليد خواهد كرد . آيا مىخواهيد كه اين شخص در نقطهء صدارت باقى باشد يا خيال تغيير او را داريد ؟ فرمود كه ، اگر بخواهم تغيير بدهم ، عوض او كيست ؟ يكان يكان را از صاحب ديوان و قوام الدوله ميرزا عباس خان و حسن على خان گروسى امير نظام و غيره شمرد و هريك را چندين عيب خود او فرمود ، و پارهاى چيزها كه خود او ملتفت يا مطلع نبود ، من عرض كردم .
در مورد امين الدوله ميرزا على خان گفت ، چند عيب دارد ؛ يكى آنكه مىخواهد من در جزئى و كلى امور ، به رأى و سليقهء او رفتار كنم . يكى ديگر آنكه فرنگى مسلك و بىاعتقاد به دين است . يكى ديگر اينكه اهمال و تعطيل در كار خيلى دارد . بعد عرض كردم ، حالا به نقد بهتر از اين كسى را نداريد . اگر در دو چيز جلوگيرى شود ، يكى اكسار در مشغوليت و تجرع شب ، يكى هم افراط در بذل مال ديوان ، ديگر هيچ عيب ندارد . هردو فقره را هم خودتان مىتوانيد . در باب اشتغال به لهو ، با پيغام و تهديد تخفيف خواهد داد . در كارمال ديوان هم ، مىتوان وزير دفترى معين كرد كه ابدا احكام او را بدون صحيح مبارك مجرى ندارد . گفت ، برادر پدر سوختهاش كه تمام فايدهء گمرك و بنائى را مىبرد و بهعلاوه پول نقد خزانه را ذخيره مىكند و بروات مردم را تومانى چهار هزار پنج هزار پول مىدهد چكنم ؟ . . . « 61 »
حسين قلى خان و گرفتارىهاى حكومت فارس
از ابتداى سنهء 1311 ، بعد از دادن يك صد هزار تومان قسط فارس ، چون صدر اعظم
هامش
( 61 ) - كذا . در نسخهء اصل چنين است و ما بقى گفتگوى با شاه ، درج نشده و مطلب به همين ترتيب حاليه ، ادامه يافته است .