تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
به شكل نى مىرويد - و در اغلب عراق عجم و آذربايجان و فارس هم هست - حصير بسيار لطيفى مىبافند و به اطراف مىبرند . خرما هم زياد دارند . در آن دهنه كه آب رودخانه وارد جلگاى اين بلوك مىشود ، در روى كوه متصل به قريهء ميناب كه من پياده آنجا رفتم ، بناهاى غريب و عمارات عاليه در قديم بوده است . نادرشاه افشار چهار عراده توپ دوازده و چهارده پوند ، آنجا برده و گذاشته است كه هنوز هم با چرخ و قنداق باقى است . بارى ، هشت روز آنجا در خانه‌اى كه متعلق به حاجى محمد حسن پسر ناصر صدرآبادى است ، منزل داشتيم ، و احمد خان و ساير اجزاء هم در خانه‌اى ديگر ؛ حاجى احمد خان هم در خانهء احمد شاه خان كه آن‌وقت وفات كرده بود . در باغات ميناب گل رازقى به حديست كه ، اغلب از ريشه مىكنند و دور مىاندازند كه باغات را ضايع نكند ؛ يعنى زراعت حنا را ضرر نرساند . و زراعت عمدهء آن‌ها ، حنا است كه تخم آن را دستى مىكارند و در سالى سه دفعه درو مىكنند . هرچه كشتهء آن سال است ، رنگين‌تر است و همچنين چين اول ، از دو چين دوم و سوم ، رنگين‌تر است . آنچه از سال كهنه است ، كمرنگ مىشود . برگ‌هاى نازك باريك دارد ، از برگ سوسن كه شيرين بيان مىگويند ، باريك‌تر . تا وقتى كه مردم ايران فرنگىمآب نشده بودند ، براى عراق و فارس هم مال التجاره بود كه جزء حناى كرمان فروخته مىشد ؛ ولى حالا ديگر به عربستان و گرمسيرات و حجاز و بصره و بغداد مىبرند . از درخت‌هاى عجيب آنجا ، درخت كرى است . در « مخزن الادويه » سهو و خبط كرده است ؛ درخت او بعينها درخت خرما و نارجيل است ، ولى آن‌قدرها قوى و بلند نمىشود . در وقتى كه ثمر او مىخواهد بروز كند ، صدائى مىكند و از مغز آن يك چيزى كه شباهت كلى به ذرت خوردنى معروف به شور بلال دارد ، بيرون مىآيد . ولى جلد او يك دوره است ، بر خلاف ذرت ، و آن پرده‌اى خيلى ضخيم است ؛ در ميان او ، به شكل ذرت چيزى است كه در عوض دانه‌ها ، گل سفيدى به همان تراكم و اتصال دارد . من از تمام عطريات ، اقوى از آن گل نديده‌ام ؛ يك دانهء او را كه در صندوقى بگذارند ، دوسه سال عطر او بدون ضعف از آن صندوق مىآيد . عرق او را مىگويند براى تقويت قلب و قوهء باه بسيار نافع است . عرق اعلاى او را از كلكتهء هند مىآورند . نارنگى اين بلوك ، كمال امتياز را دارد ؛ ساير مركباتش هم خوبست .

شميل

از آنجا رفتيم به طرف شميل . شميل بلوك وسيعى است ؛ يك رودخانه دارد كه از خاك كرمان مىآيد و در بهار و زمستان شيرين است و در تابستان قدرى ملاحت بهم مىرساند ، ولى به كار زراعت و استعمال مىآيد . اين بلوك ، دهاتش دور از هم و اغلب صحرا و جنگل است كه درخت‌هاى آن گل زرد مانند فندق دارد و معطر است . زراعت اينجا اغلب گندم و جو است ، ولى در بعضى دهات ، مركبات و نخل دارد كه از چاه . آب مىخورد . آثارهاى قديم غريب بر روى كوه‌هاى اين بلوك هست . از طرف مغرب جنوبى