تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
مدحت پاشاى مرحوم والى عراق عرب بود ، چون كشتيرانى شط العرب هم ممنوع بود ، با او مقابله كرده بودند كه دو فروند كشتى تجارتى آن‌ها ، ماهى سه دفعه حمل مال التجاره و مسافر كند و دو فروند كشتى هم از دولت عثمانى باشد كه كماكان جاريست . به‌هرحال از سال دوم حكومت من كه در سنهء 1307 بود ، كشتى بناى آمد و شد گذاشت و نقطهء ناصرى صورت آبادى بهم رسانيد . ولى خانهء لنج در ظرف سه سال ، طالب بناى تجارتخانه نشدند و در همان كپرها ، وكيل آن‌ها در نهايت سختى معاش مىكرد . عذرشان اين بود كه ، لنج اذن نداده است و انتظار دارد كه رواج تجارت را در اين صفحات بداند و در خور او باشد ، بعد جا و ملزومات بسازد . اواخر سال سوم اذن رسيد كه ، در نقطهء ناصرى منزل ساخته شود . من راضى نبودم جائى را كه آن‌ها اختيار كرده‌اند ، عمارت شود ؛ زيرا كه بالاى سد بود و از اسكله هم مىگذشت و گاهى هم آب رودخانه در طغيان سيل آنجا را مىگرفت . از دولت براى بناى عمارت آن‌ها زمين خواستم . اگرچه معز السلطنه تصميم نداشت كه دولت حق دخالت در آن اراضى داشته باشد ، دولت از نقطهء عمارت الى دو هزار ذرع در كنار كارون و هزار ذرع عرض روبه طرف مشرق ، بخشيد و فرمان صادر شد . من هم چند نقطه را نمودم و بعد خود به طرف بوشهر براى تلگراف حضورى رفتم ؛ زيرا سيمى كه از طرف لرستان كشيده بودند ، اولا چوب بيد جنگلى بود و هريك دو ذرع و نيم ارتفاع داشت و كج و معوج بود و سيم لنگر مىانداخت و پياده از سر سيم نمىتوانست عبور كند ، چون اغلب در روى زمين بود . به‌علاوه دواب ايلات در وقت عبور ، سيم بدست و پاهايشان مىپيچيد ورم مىكردند و سيم را يك فرسخ مىبردند و به قدر دو فرسخ پاره و خراب مىشد . حكام لرستان و مباشرين هم خرابى سيم را نسبت به ديركوند و سگوند دادند . در آن سال كه حكومت حسام الملك و نيابت ظهير الملك بود ، برچيدند و بنا شد از طرف دشتستان و بوشهر به رامهرمز بياورند و از آنجا به اهواز وصل شود . من نوشتم كه ، بايد چوب اين تلگراف از چوب‌هاى صندل زنگبار باشد . خودم عازم بوشهر شدم .

تغيير حكومت عربستان

در اين بين ، امير خان سردار و شهاب الملك از استراباد و مازندران معزول شده بودند . خواستند حكومت لرستان را به امير خان سردار بدهند ، اظهار كرد كه ، اين دو حكومت بايد يكى و متحد باشد زيرا كه شش ماه تمام جميع اهالى لرستان در عربستان ساكنند و شش ماه در لرستان . چون آن وقت شأن و مقام اين‌كه هردو ايالت را به او بدهند نداشت ، شهاب الملك را براى عربستان استدعا كرد ؛ قبول كردند . يكى از خيالات باطنى امير خان سردار اين بود كه ، چون از زمان مرحوم حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار با اسفنديار خان رفيق و هم قطار بود ، و در سال آخر حكومت من حاجى امام قلى خان كه به تهران رفته و در منزل صدر اعظم پناهنده بود ، ايلخانى شد و رضا قلى خان رفت كوچكى او را اختيار كرد و ايل بيگى و حاكم چهارمحال شد ، امير خان