تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
راه و تمديد سيم و تعميرات بود ، به حكومت منصوب شد . ولى وضع اين بود كه حاجى على خان سگوند را حاجى وزير لقب داده بود و كليهء امور حكومت راجع به او بود . خود ناظم خلوت ملائى آورده در همان اتاق حكومتى درس عمه جزء مىخواند ، چون عامى صرف بود . ولى به واسطهء پولى كه براى تعميرات در اختيارش بود و به ديركوند مىداد و اغلب ايلات مشغول كار بودند ، چندان اغتشاش در راه نبود . از هيچ طايفه‌اى مطالبهء ماليات نمىكرد . اما ميرزا كريم برادرش كه در بروجرد نايب الحكومه بود ، خيلى با نظم و عرضه و كفايت حكومت مىكرد و تمام ماليات ابواب جمعى او وصول شد و پل چالان چولان را خوب تعمير كرد . ناظم خلوت هم از خرم‌آباد الى انتهاى بلندى كيالان را تسطيح كرده بود ، ولى در منازل كارى نكرده بود . بناهاى سابق مخبر الدوله را كه خيلى محقر و بىموقع و تنگ و بدوضع بود ، بعضى را مسقف كرده بود . حال آن‌كه من به دولت گفته بودم ، امنيت و آبادى اين راه موقوف بر اين است كه در اين خط ، هرجا آب و محل زراعت هست ، قلعهء محكمى بسازند و چند خانوار زارع از ايلات تخته قاپو كنند و در آنجا قورخانه و اسلحه با پنجاه سرباز بگذارند كه هم مستحفظ باشند و هم اسباب حفظ زراعت و هم آذوقهء عابرين را تهيه نمايند . هروقت هم قافله عبور مىكند ، مثل راه خراسان در ازمنهء سابقه ، اين سربازها قوافل را از قلعه‌اى به قلعه‌اى عبور بدهند . اعتنائى به آن حرف نشد . از غرايب ، اين خط راه ، هم از طرف كيالان و هم از راه جايدر ، چندين نقطهء با استعداد براى آبادى دارد كه مىتوان به مرور چند خانوار زارع و چند جفت زراعت آنجاها ساكن كرد . عجبتر آن‌كه مرحوم خانلر ميرزا احتشام الدوله با كمال قدرت و استيلاى در حكومت لرستان و بروجرد و عربستان و آن تقويت و حرف‌شنوى كه دولت از او داشت ، سالى دو مرتبه از اين خط ذهاب و اياب كرده بود و در صدد آبادى اين راه به اين ترتيب برنيامده ، و حال آن‌كه به واسطهء نظم و اقتدارى كه خود او در كليهء جمعى خود و ايلدرم ميرزا برادرش - كه نايب الحكومهء لرستان بود - در لرستان داشت ، به سهولت در ظرف دو سال از خرم‌آباد به دزفول ، آبادى و زراعت متصل بهم مىشد . حكومت او يازده سال امتداد بهم رسانيد . اين‌ها علامت بدبختى ملت و دولت است . مجملا اواخر سال از تدابير امين السلطان ، زين العابدين خان حسام الملك را كه به ارث سه كرور نقد و ملك و جواهر به او رسيده بود ، تشجيع كردند داوطلب حكومت و نظم لرستان و بروجرد شد و قبول بقاياى ناظم خلوت را كرد . ناظم را بدون ضرر و زحمت حساب ، احضار كردند . حسام الملك ، ظهير الملك زنگنه دخترزادهء مرحوم امير نظام محمد خان زنگنه را نايب الحكومهء لرستان كرد و با فوج زنگنه فرستاد . اين در سال سوم حكومت عربستان من بود . من در سال دوم از تمام كارهاى بنائى شخصى و دولتى عربستان فراغت حاصل كرده بودم و هرچه قورخانهء پوسيدهء فاسد شده در حويزه بود ، با توپ‌هاى بر روى خاك افتاده كه از زمان مرحوم احتشام الدوله مانده بود ، به شوشتر حمل كردم و توپ هاى بىقنداق زنگ‌زدهء محمره را قنداق و عراده نموده و صيقل زدم . مرحوم برادرم دو