تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
عرابهء او را براى آن‌كه شليك‌هاى معمولى را با توپ آلمانى ته پرنكنند ، پاك و سوار كرد ، به جهاز پرس‌پليس برد .

تولد شاه و كشتيرانى بالاى سد اهواز

در ماه محرم اين سال ، باز بناى سفر محمره شد و مرحوم برادرم را خبر كردم با جمعى آمد . اسباب آتشبازى كاملى از بمبئى خواسته بود . در ششم صفر ، در كنار شط العرب جميع نخيلات را چراغ آويختند و تمام نقاط فيليه و محمره ، دو شب پىدرپى چراغان و آتشبازىهاى الوان بود . تمام اهل بصره حتى والى ، متنكرا در بلم‌ها به تماشا آمده بودند . در آن موقع روزها يا شب‌ها كه مرحوم سعد الملك از منزل من به اردوى خود مىخواست برود ، چون بلمچى شيخ حاضر نبود و معطلى حاصل مىكرد ، فورا فرستادم از بصره يك فروند بلم بسيار خوب با اسباب و سايبانى كه آن‌ها را اعراب « مظله » مىگويند ، با چترى خريدند . ديگر بلم‌هاى شيخ را ترك كرديم . در سال دوم كه سنهء 1307 بود ، حاجى آقا محمد چون امتياز كشتيرانى بالاى سد را با شرايط ديگر در تهران به توسط حاجى سيد على قطب فرمان صادر كرده بود ، در اهواز در نقطه‌اى كه براى اسكله تعيين شده بود ، بناى كاروانسرا و انبار گذاشته و دو بازار كه مشتمل بر چهل دكان بود بنا كرد و ايجاد سكوى اسكله را كرد و اسباب ترامواى از آنجا به بالاى اهواز كه هزار و هفت صد ذرع راه است آورد . ولى از شرايطى كه كرده بود ، كشتى دودى براى بالاى سد حاضر نكرد ؛ زيرا كه مايهء چندانى كه از عهدهء خريدارى كشتى برآيد نداشت . من كشتى دودى كوچكى را كه مخبر الدوله با پرس‌پليس خريده « 57 » و از آن وقت در نهر جلوى فيليه بيكار افتاده و اوراق شده بود ، با وجودى كه به چندين جهت براى سير در رودخانه و شط بىمصرف بود ، دادم بردند در بمبئى تعمير كردند و آوردند و به زحمت زياد ، با شش‌صد عمله از شكسته‌هاى سد عبور دادم و بالاى سد بردم . معايب اين كشتى اين بود كه اولا جا براى حمل مال التجاره نداشت و فقط يك اتاق كوچكى در وسط داشت كه چهارنفر در روى تخت دو طرف مىنشست . ثانيا سينهء كشتى رودخانه بايد چندان برآمدگى و صدمه نداشته باشد كه در آب كم به گل بنشيند ، و چرخ او زياد بالا نباشد كه در ميان آب دوران كند . اين كشتى را از هر جهت به وضع كشتى دريائى ساخته بودند ، ولى چون بار نمىتوانست حمل كند ، چرخ او زير آب نمىرفت كه سرعت سير داشته باشد . دو طرف او را دادم تختهء خروجى در روى سطحه به كار بردند كه بار زياد بگذاريم كه هم رفع حاجت مال التجاره را بكند و هم به واسطهء سنگينى ، چرخ به آب فرو برود . در اين بينى كه من كشتى را بالا كشيدم و مشغول كار شد ، از لندن صدر اعظم خبر داد كه ، در وقت ملاقات شاه با ملكهء انگليس ، ملكه خواهش كرده است كه خانهء لنج يك فروند
هامش
( 57 ) - منظور كشتى كوچك « سوزا » يا « شوش » است .