تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
دهد و پول از ضياء الدوله بگيرد و راه كيالان را از بروجرد الى دزفول تسطيح نموده و در هرپنج فرسخى يك تلگرافخانه و پستخانه بسازد . من هم از دزفول الى محمره تلگرافخانه مهيا كنم . در شوشتر خانه‌اى در كنار پل شكستهء اول شهر كه از دروازهء دزفول وارد مىشد ، خريدم و تعمير كردم . در بند قير هم در ملتقاى شطيط به بليتى كه همان جا هم رود دزفول داخل مىشود ، بناى تلگرافخانه شد . در اهواز ، خودم با حاجى استاد على از راه آب رفتم خارج از آبادى قديم اهواز ، جائى كه متصل بود به سد شكسته و در اعلان مقرر بود كشتى خارجه تا آنجا سير بيشتر نكند ، طرح بندرى كردم . كوچه‌هاى ده ذرعى و بر روى بلندى را كه در طغيان سيل سه دفعه ديده بودم آب نمىگيرد ، محل منزل حكومت و توپخانه و سربازخانه و تلگرافخانه تعيين نمودم . حاجى استاد على طرح ريخت . شعبهء وسيعى در زير اين بناها تحجير كردم كه ميدان مشق سرباز و محل آتشبازى در اعياد باشد و تمام عمارات به رود كارون منظر داشته باشد . بناهاى صاحبقرانيه را عبد الحسين خان تمام كرده بود ، جز سربازخانه و توپخانه . حاجى استاد على رفت بازديد كرد و مراجعت نمود . فقط كاشىسازى جلوى عمارات و حمام باقى بود . حتى درب‌هاى عشقه‌اى و درب ورود را برادرم از بوشهر با چوب‌هاى هندى فرستاده بود . آهك هم با كشتى از شوشتر مىآورديم . گچ را هم آنجا مىپختيم و در ظرف به صاحبقرانيه مىآورديم . ولى آجر را عبد الحسين خان آنجا پخته بود . براى حمل اين اشياء دو فروند مهيلهء حمال ، يكى نو و ديگرى جزئى مستعمل ، خودم خريده بودم . از اهواز به شوشتر مراجعت كردم . يك تلگرافخانه در انتهاى خاك كنار كارون و حويزه كه ابتداى خاك محمره و تا محمره هفت فرسخ بود ، طراحى كرديم به اسم قاجاريه و اسم بندر اهواز را ناصرى گذاشتم . كسان لنج كه آنجا براى تجارت آمده بودند ، دو كپر كه خانه‌هاى از نخل و خرما و شاخ اوست ، به رسم اعراب زده بودند « 56 » . جوانكى ارمنى در آنجا بود . در مقابل اهواز ، موضعى كه اعراب از طرف دزفول و حويزه و بنى طرف به آنجا وارد مىشدند ، چند خانوار عرب آوردم ساكن كردم و به خاطر امين السلطان و سابقهء با او ، « امينيهء » اسم گذاشتم .

اوضاع لرستان

در اين سال بعد از مراجعت شاه از فرنگستان ، آقا رضاى ناظم خلوت از عدم نظم و كفايت ضياء الدوله ، به تهران نوشت . ضياء الدوله معزول و ناظم خلوت كه مأمور
هامش
( 56 ) - كرزن كه در 1889 از اهواز و بندر ناصرى بازديد نموده ، در « ايران و قضيهء ايران » مىنويسد كه ، كمپانى لنج با زحمت بسيار يك كلبه اجاره كرده بود . به قيمت ساليانه 600 تومان يا 170 ليره ، در صورتى كه 7 ليره بيشتر ارزش نداشت . ولى حسين قلى خان توضيحاتى در اين باره داده ، وضع شركت و نحوهء ابتياع زمين از دولت را نوشته و مدعى است كه شركت ، خودش نمىخواست خانه بسازد . در حالى كه كرزن مىنويسد ، ايرانيان با آن شركت بدرفتارى مىكردند . او بخصوص از رفتار حسين قلى خان و برادرش سعد الملك بسيار شاكى است .